جدیدترین روایت از فرانسه، به قتل، جنگ و مریضی مربوط است

A Plague Tale: Innocence راجع به زنده‌ماندن و بقاست. در زمانه‌ای که جنگ، سیاهی و طاعون همه‌جا را گرفته است، باید از هر راهی که می‌توانی زنده بمانی. ساختار و فرمول پیشروی در این بازی دقیقا به همین شکل است. از هر راهی که مکن است باید نجات پیدا کرد. این راه ممکن است به مخفی‌کاری منتهی شود یا با یک قلاب‌سنگ مستقیم به سر یا راه‌های دیگر. در ادامه به بررسی عنوان جذاب A Plague Tale: Innocence خواهم پرداخت.

به رنگ طاعون

شاید بزرگ‌ترین دلیل جذابیت A Plague Tale: Innocence این باشد که به راحتی می‌توانید از روتین خارج شوید و هر بخش را به نحوی که دوست دارید پیش ببرید. نقطه قوتش نیز اینجاست که هر راه چالش خاص خودش را دارد و بعضی اوقات انتخاب راه مستقیم به جای مخفی‌کاری می‌تواند تقریبا محال و غیرممکن باشد اما به هر حال این انتخابی است که به شما در بازی داده می‌شود و حتی اگر صد بار کشته شوید، این راه برای شما باز است و در نهایت ممکن است بتوانید با این راه از مرحله عبور کنید.

«روایت طاعون» داستان خواهر و برادری است که در بین تمامی اتفاقات ناگواری که برای فرانسه در جریان است، باید خود را از دست نیروهای Inquistion که به دلایل نامعلومی به دنبال برادر هستند نجات دهند و همانطور که گفتم بازی راجه به زنده ماندن و بقاست. روایت بازی رفته به رفته بهتر می‌شود و البته اگر کمی در جریان بازی بوده باشید، می‌دانید که سازندگان وقت و تمرکز زیادی روی داستان و روایت این عنوان گذشته‌‌اند. نکته قابل توجه در روایت لحظاتی هستند که بازی شما را بسیار شگفت‌زده و سورپرایز می‌کند و هیچگاه حدس نمی‌زنید که این جنس از روایت بتواند انقدر خوب المان سورپرایز را در خود جای دهد.

به قدری روایت در این بازی درست است که مرحله به مرحله بازی را بدون توقف بازی خواهید کرد و دوست دارید متوجه شوید که در اطرافتان چه خبر است و در نهایت روایت در کجا و به چه شکلی متوقف می‌شود. شخصیت‌پردازی بازی شبیه به هیچ کدام از عناوین هم‌سبک خود نیست و با این که خیلی‌ها تصور می‌کنند بازی شبیه به عناوینی همچون The Last of Us است اما کاملا این فرضیه اشتباه است و بهتر است بازی را تجربه کنید تا متوجه شوید که چگونه این بازی درگیر شخصیت‌‍پردازی مناسب و صحیح شده است.

وقتی به گیم‌پلی بازی می‌رسیم، بازی کاملا از یک فرمول ساده استفاده می‌کند: هر طور شده زنده بمان! بزرگ‌ترین اشتباهی که می‌توان در بازی مرتکب شد، انجام دادن یک اشتباه است! وقتی فقط یک لحظه یک قدم اضافه برداریم، یک کار اشتباه بکنیم، سر و صدا کنیم و یا از نور فاصله بگیریم آن‌جاست که یا توسط سربازان کشته می‌شویم یا موش‌ها ما را به عنوان صبحانه میل می‌کنند. سرعت عمل و تفکر در بازی جایگاه ویژه‌ای دارند و هر لحظه باید منتظر گرفتن یک تصمیم مهم و تاثیرگذار باشید و این همان نکته مثبتی است که گفتم: بازی دائما از روتین خارج می‌شود.

اسلحه‌ شما در طول بازی یک قلاب است که باید با آن همه کار بکنید. تنها صدمه‌ای که می‌توانید به دشمنان خود بزنید پرتاب سنگ است که البته اگر می‌خواهید ضربه کاری و درستی بزنید تا با یک سنگ دشمن را بکشید، حتما باید به سر آن‌ها سنگ را پرت کنید. به جز آن و در راهی بی‌رحمانه‌تر می‌توانید سنگ را به مشعل آتش آن‌ها بزنید تا اطرافشان تاریک شده و موش‌هایی که از نور و روشنایی فراری‌اند به راحتی به دشمنان حمله کنند. در این صورت می‌توانید از دشمن‌تان به عنوان طعمه استفاده کنید تا برای مدت کوتاهی بتوانید به راحتی موش‌ها را از خود دور کنید.

تعادلی که بین دو جبهه دشمنان یعنی سربازان و موش‌ها ایجاد شده است به قدری چالش‌برانگیز و استرس‌زا است که جذابیت بازی بعضی اوقات به اوج خود می‌رسد و بعضی اوقات از دست‌پاچگی تصمیم اشتباه می‌گیرید. در هر لحظه از بازی باید نگران هر دو طرف باشید که شما را پیدا نکنند و بتوانید با موفقیت از دست آن‌ها فرار کنید و به مراحل بعدی بروید.

طراحی مراحل بازی بسیار متفاوت و جذاب است و سازندگان تمام تلاش خود را کرده‌اند تا لحظه‌ای از بازی حس نکنید که کیفیت افت کرده است و یا حوصله‌تان سر برود و این موضوع را مدیون چینش درست رویدادها در مراحل هستید که لحظه به لحظه بازی را جذاب و خواستنی می‌کند.

شاید یکی از مشکلات بازی را بتوانیم پازل‌های موجود در آن بدانیم که بعضی اوقات تکراری می‌شوند و چالش زیادی را به میان نمی‌آوردند اما بخش پازل‌ها نیز نوآوری خودشان را دارند؛ همانطور که گفتم پازل‌ها بعضی اوقات اذیت‌کننده هستند و بعضی اوقات به هیچ وجه چالش‌برانگیز نیستند که از نقاط ضعف بازی محسوب می‌شود. در کنار این نقطه ضعف، شاید انیمیشن‌های بازی نیز کمی اذیت کننده باشد و تیز بودن آن‌ها گاهی اوقات به دل نمیشیند.

سیاهی خالص

جلوه‌های بصری بازی و طراحی چهره‌ها آن‌قدر که باید قدرتمند نیستند اما بدون شک طراحی هنری بازی را نمی‌توان یکی از نقاط قوت آن ندانست. در کنار آن انیمیشن‌ها تا حدودی نرم و روان هستند و ضعف قدرت فنی گرافیک بازی را تا حدودی می‌پوشانند اما باز هم آن‌قدری نیست که بتوان جلوه‌های بصری بازی را بی‌نقص و اشکال دانست.

موسیقی بازی اما توسط موزیسین فرانسوی کاربلدی همچون آقای Oliviere Derivier ساخته شده است که قبل‌تر موسیقی بازی‌هایی همچون Get Even و Remember Me را ساخته بود. باید اعتراف کنم تک تک موسیقی‌های متن بازی جذابیت خاص خود را دارند و از شنیدن آلبوم موسیقی این بازی هیچ‌گاه سیر نخواهید شد. صداگذاری بازی خصوصا صدای کارکترها و حفظ لهجه فرانسوی شخصیت‌ها استادانه صورت گرفته است و بازی از دیدگاه صداگذاری و المان موسیقی کاملا بی‌نقص است.

یکی از مواردی که در بازی بسیار شگفت‌انگیز است طراحی و معماری فرانسه است که کاملا اقتباسی از معماری دوران قدیم فرانسه است و البته تغییراتی که آن‌ها روی آن داده‌اند تا فرانسه را در جنگ، خون و طاعون غوطه‌ور کنند ستودنی است و باید اعتراف کنم که از این دیدگاه بازی چشم‌نواز است.

عنوان A Plague Tale: Innocence از آن دسته بازی‌های داستان-محور و دوست‌داشتنی است که باید در روایت آن غرق شوید تا به جذابیت آن پی ببرید پس توصیه می‌کنم که در کنار این همه بازی آنلاین و چندنفره که کاری با داستان و روایت ندارند، ۱۰ ساعت از وقت خود را برای به پایان رساندن این بازی بگذارید. این بازی هم‌اکنون برای سه پلتفرم اصلی در دسترس است.

نکات مثبت: روایت جذاب و احساسی، گیمپلی چالش‌برانگیز و چندبعدی، موسیقی جذاب و زیبا، صداگذاری دلچسب

نکات منفی: گرافیک فنی ضعیف، بافت‌های بازی بسیار تیز هستند.

امتیاز: ۹ از ۱۰

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید