خون، گلوله، موز! بررسی بازی
My Friend Pedro

بازی‌های مستقل در چند سال اخیر به‌قدری خوب و جذاب عمل کرده‌اند که شاید بتوانیم ارزش تجربه آن‌ها را از خیلی بازی‌های بزرگ بیشتر بدانیم. بازی‌هایی همچون Celeste، Dead Cells، Return of the Obra Dinn و کلی بازی دیگر که پر از نبوغ و جذابیت هستند. یکی دیگر از بازی‌هایی که در این چند وقت اخیر منتشر شد و سروصدای زیادی به پا کرد، My Friend Pedro نام داشت که بر اساس عنوانی فلش-محور با همین نام که در سال ۲۰۱۱ منتشرشده بود، ساخته شد. Devolver Digital که در چند وقت اخیر با انتشار عناوینی همچون GRIS و Katana Zero ثابت کرده بود در نشر بازی‌های خوش‌ساخت مستقل تبحر خاصی دارد، حال به سراغ «دوست من، پدرو» رفته است که حقیقتا یکی از هیجانی‌ترین تجربه‌های نسل هشتم برای من و خیلی‌های دیگر بود. در ادامه به بررسی بازی My Friend Pedro پرداختم.

به اینترنت خوش‌آمدی!

سازندگان از همان ابتدا برای شما مشخص می‌کنند که به‌هیچ‌وجه دنبال یک روایت قدرتمند نیستند و داستان را کاملا ساده بیان می‌کنند و به‌طور کلی داستان بازی یک تجربه خطی است. البته یک سری پیچش‌ها و سورپرایزهایی نیز در مسیر وجود دارد که برای چند لحظه شوکه‌تان می‌کند اما همان‌طور که گفتم داستان، المان قدرتمندی در این بازی نیست و همه‌چیز از داستان گرفته تا روایت و شخصیت‌پردازی‌ها به ساده‌ترین شکل صورت می‌گیرد. حتی دیالوگ‌ها، البته به طرز طنازانه و خنده‌داری ساده روایت می‌شوند که البته بیشتر به ترول افراد مختلف می‌پردازد که البته برای لو نرفتن اشاره بیشتری به آن نمی‌کنم و تجربه را به خودتان می‌سپارم.

اما وقتی به گیم‌پلی بازی می‌رسیم، «دوست من، پدرو» پر از سورپرایز و المان جذاب است که همه آن‌ها به زیبایی در کنار یکدیگر قرارگرفته‌اند تا تجربه «دوست من، پدرو» را تبدیل به یک تجربه جذاب کنند. در ابتدا به سیستم تیراندازی بازی می‌پردازیم که شاید مهم‌ترین المان بازی محسوب می‌شود؛ سازندگان توجه ویژه‌ای به این موضوع داشته‌اند و تقریبا خیلی از زیرشاخه‌های بخش اکشن بازی به همین تیراندازی منتهی می‌شود. در طول بازی اسلحه مختلفی را به‌دست می‌آورید که هرکدام از آن‌ها در طول روند بازی استفاده می‌شوند و باید بدانید که در کدام قسمت از چه سلاحی استفاده کنید. به عنوان مثال وقتی که دشمنان در هر دو طرفتان زیاد است باید از اسلحه‌های دوتایی مانند برتای کمری دوتایی و یا یوزی دوتایی استفاده کنید و با شخصی‌سازی نشانه‌گیری اسلحه دوم به سمت دیگر می‌توانید هر دو طرف را در معرض تیراندازی خود قرار دهید که معمولا انجام آن بسیار سخت است.

المان دیگری که اهمیت زیادی در بازی دارد، بخش پارکور و پلتفرمینگ است که قطعا یکی از دلایلی که باعث شد جذب این بازی شویم، ترکیب پلتفرمینگ بازی با سیستم تیراندازی بود. سازندگان به خوبی درک کرده‌اند که چگونه این دو المان مختلف می‌تواند باعث ایجاد چالش لذت‌بخش به همراه صحنه‌های شگفت‌انگیز باشد. بنابراین در حین پلتفرمینگ در بازی به لطف مهارت‌های بالای پروتاگونیست بازی می‌توانید به‌راحتی از اسلحه خود استفاده کنید و حین پشتک زدن در هوا و یا غلت زدن روی زمین، صحنه‌های سینماتیک را رقم بزنید.

تمامی این المان‌ها در کنار یکدیگر پر از چالش است و اگر فکر می‌کنید که می‌توانید به‌سرعت این حرکات را انجام بدهید کاملا در اشتباه هستید. دو المان در بازی وجود دارند که کمک ویژه‌ای برای آسان‌تر شدن بازی و البته سینمایی‌تر شدن صحنه‌ها می‌کند و آن‌هم «صحنه آهسته» و «جاخالی دادن» است. البته المان «جاخالی دادن» کمی مشکل زمان‌بندی دارد و با پیشروی روند و حتی در اواخر بازی نیز احساس می‌کنید که کاملا درک نکرده‌اید چگونه باید از این المان استفاده کنید اما بعضی‌اوقات و اگر به‌صورت شانسی دست از آن استفاده کنید، کاملا به کمکتان می‌آید و یک سری از تیر دشمنان را رد خواهید کرد. هرچند صحنه آهسته کاملا درست و به‌موقع عمل می‌کند، البته مدت‌زمانی که می‌توانید از آن استفاده کنید بسیار زیاد است که این موضوع با توجه به‌سختی بالای گیم‌پلی کمی عجیب است اما این گزینه‌ای است که در اختیار دارید و می‌توانید با صحنه آهسته صحنه‌های سینماتیک جذابی را صورت بدهید.

طراحی مراحل در طول بازی کاملا متفاوت هستند و در محیط‌های مختلفی به چالش دعوت خواهید شد اما مشکلی که بعضی‌اوقات گریبان گیر بازی می‌شود این است که مراحل گاهی اوقات تکرار می‌شوند و احساس می‌کنم که سازندگان این عمل را برای طولانی کردن مدت‌زمان بازی انجام داده‌اند. البته تنوع مراحل آن‌قدر بالا هستند که این اشکال کوچک را بتوان نادیده گرفت. مراحلی مانند موتورسواری، معلق در هوا و حتی دنیای خیالی که هرکدام با نبوغ و نوآوری خاصی طراحی شده‌اند.

ساده و روان

مهم‌ترین موضوعی که در طراحی بصری نظرم را به خود جلب کرد، انیمیشن‌های روان بازی است که با توجه به‌سرعت بالای بازی یک پیش‌نیاز محسوب می‌شود و سازندگان بازی این موضوع را به خوبی رعایت کرده‌اند. تخریب پذیری در بازی با توجه به مقیاس کوچک ساخت بازی آن‌قدر جذاب و فیزیکی است که تک تک صحنه‌های بازی را سینماتیک و نفس‌گیر می‌کند.

موسیقی بازی توسط یک استعداد جوان به نام Navie D ساخته شده است که در سبک الکترونیک نواخته شده و آن‌قدر روی بازی تاثیرگذار بوده است که بعضی‌اوقات تنها به خاطر شنیدن موسیقی جذاب بازی دوست ندارید مرحله را به‌پایان برسانید. صداگذاری بازی خصوصا صدای انفجارها و تیراندازی‌ها از مدل‌های واقعی برگرفته‌شده که به‌شدت طبیعی است.

طراحی مراحل با توجه به دنیاهایی که در آن قرار می‌گیرید بسیار خوب و مناسب است. به‌عنوان مثال در تونل‌های بازی همان‌طور که تصور می‌کنید لوله‌های فلزی وجود دارد که حتی طراحی و افکت‌های صدا نیز داخل آن تغییر و حالت اکو پیدا می‌کند. مراحلی که در اینترنت می‌چرخید تا حدودی طراحی استیم‌پانکی دارند که بسیار جذاب و چشم‌نواز است.

به‌طور کلی بازی My Friend Pedro از جذاب‌ترین عناوین مستقل نسل هشتم است که تجربه آن‌ را به همه توصیه می‌کنم. سازندگان این بازی با ارائه گیم‌پلی نفس‌گیر و جذاب به همراه انیمیشن‌های نرم و روان یک تجربه سینماتیک‌وار فوق‌العاده را ارائه می‌دهند که حدود ۵ ساعت از وقت شما را خواهد گرفت.

نکات مثبت: سیستم تیراندازی نفس‌گیر، ترکیب مناسب پلتفرمینگ و مبارزات، انیمیشن نرم و روان، موسیقی جذاب.
نکات منفی: تکرار طراحی بعضی از مراحل، سرعت بازی کمی کمتر از انتظاراتم بود، سیستم جاخالی دادن کمی مشکل دارد.

امتیاز: ۹ از ۱۰

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید