عروسک نفرین‌شده آنابل برای اولین بار در فیلم سینمایی The Conjuring یا همان احضار معرفی شد، با این حال یک سال بعد با فیلم Annabelle و دنباله‌هایش در سال‌های بعد به خصوص فیلم Annabelle Comes Home، توانست فرنچایز مخصوص خود را بیابد. ادعا می‌شود که داستان آنابل بر اساس واقعیت ساخته شده است؛ با این حال بهتر است به برخی از جزییات آن بیش‌تر بپردازیم تا ابهامات رفع شوند و این نکته را متوجه شویم که کدام اشیا در فیلم «آنابل به خانه می‌آید» واقعی بوده است.

دو فیلم «آنابل» و «احضار» شرکت نیولاین، براساس پرونده‌های تحقیقات ماورایی اد و لورن وارن ساخته شده است. داستان‌هایی که وارن‌ها ادعا می‌کنند واقعی هستند. با این حال، بعد از دیدن فیلم‌ها ممکن است برای بسیاری این سوال ایجاد شود که کدامیک از مصنوعات و ابزار درون فیلم یا لحظه‌های معروف آن واقعی و کدامیک صرفاً ساخته‌ی فیلم و به منظور ایجاد ترس‌های ناگهانی بوده‌اند. برای بررسی این موضوع، وب‌سایت هالیوود ریپورتر با تونی اسپرا، متصدی موزه و پسرخواندهٔ اد و لورن وارن، متخصص ماوراءالطبیعه، گفتگویی داشته است تا بررسی جدی‌تر از داستان آنابل انجام دهد. با گیکیطور در ادامه همراه باشید.

مطالب پیشنهادی

لباس عروس

داستان آنابل -1

در فیلم «آنابل به خانه می‌آید»، یک لباس عروس وجود دارد که در موزه حضور پررنگی دارد. در یک ساعت اول فیلم، داستان این لباس مرگ‌بار مشخص می‌شود. در فیلم، هر کسی این لباس را بپوشد، نامزدش را خواهد کشت. تونی اسپرا کمی در این‌باره شفاف‌سازی می‌کند. او تایید می‌کند که در موزه یک لباس شب سفید زنانه وجود دارد اما مشخص نیست که این لباس متعلق به یک تازه عروس بوده یا خیر. اسپرا اشاره می‌کند که قضیه کشتن نامزد صد درصد تخیلی بوده و ساختهٔ ذهن کارگردان و نویسنده است. با این حال، داستانی واقعی پشت این لباس سفید نهفته است. به‌گفتهٔ او، در دهه‌های گذشته و حتی به‌تازگی هم عده‌ای، زنی سفیدپوش را با چنین لباسی به‌صورت آنی و لحظه‌ای مشاهده کرده‌اند.

بنابر گفته‌های اسپرا، یکی از شاهدان «بانوی سفید پوش»، مرد جوانی بوده که در سال 2009 در آن منطقهٔ معروف که این زن دیده شده است، رانندگی می‌کرده و ناگهان ابتدا حضوری در صندلی کناری خود و پس از آن در فاصله‌ی 35 تا 40 یاردی جاده، این زن سفید پوش را دیده است که رو‌به‌روی او ایستاده است. این موقعیت بسیار عجیب و ترسناکی برای آن مرد بوده که آن را به خاطر دارد. البته، این تنها گزارش موجود نیست و گزارش‌های دیگری هم مبنی بر مشاهده‌ زن سفید پوش در نزدیکی قبرستانی مشهور شنیده شده است.

عروسک آنابل

داستان آنابل -2

تونی اسپرا در این خصوص می‌گوید که عروسک آنابل در فیلم به دقت نشان داده شده است – حداقل براساس افسانه‌های موجود در موزه. تفاوت اصلی در عروسک فیلم آنابل با عروسک موجود در موزه‌ٔ Occult، ظاهر آن‌هاست. در دنیای واقعی، عروسک آنابل چشم‌های پهن و سرامیکی شفافی ندارد، بلکه ظاهرش بیش‌تر شبیه‌ عروسک‌های معصوم معمولی است. با این حال، به جز ظاهر که در فیلم‌ ترسناک و در واقعیت معصو‌م‌تر است، در داستان آنابل هر دو عروسک خطرناک هستند و از این بابت مشابهند.

لورن وارن که اوایل سال قبل فوت شد، در مصاحبه‌ای اعلام کرده بود که ظاهر عروسک در واقعیت فریبنده است و چیزی نیست که شما را به‌صورت معمول بترساند، بلکه موضوع آن نیروی شرورانه‌ای است که در عروسک وجود دارد. در واقع، ریشه و ذات اصلی این عروسک در فیلم مشابه واقعیت به تصویر کشیده شده است. در مقاله‌های قبل که به داستان واقعی آنابل و حقایق آن پرداخته بودیم، توضیحات بیش‌تری دربارهٔ این عروسک ترسناک و ریشهٔ آن داده بودیم. اگر بخواهم به طور خلاصه و بر اساس حرف‌های تونی اسپرا دوباره به آن اشاره کنم، باید گفت که دو دانشجوی پرستاری در خانه‌ای در شهر هارتفورد ایالت کانتیکت زندگی می‌کردند و ظاهراً مادر یکی از این پرستارها عروسکی را در سال 1970 به دخترش هدیه می‌دهد. احتمالاً آن مادر عروسک را از یک مغازهٔ اجناس دست دوم خریداری کرده است. وقتی دختر آن عروسک را دریافت می‌کند، بعد از مدتی با رفتار عجیب و ترسناکی از سوی آن مواجه می‌شود؛ مثلا عروسک آنابل وقتی کسی آنجا نبوده خود به خود جابجا و از اتاقی به اتاق دیگر منتقل می‌شده، حتی وقتی درب اتاق قفل بوده است یا گاهی حالت دست‌هایش خود به خود تغییر می‌کرده است. آن دو دختر با روانشناس و کارشناس این مسائل صحبت کردند که او به آن‌ها گفت که دختر بچهٔ 6 یا 7 ساله‌ای که در آن منطقه به قتل رسیده و نامش آنابل بوده، روح عروسک را تسخیر کرده است. در واقع، نام آنابل هم اینگونه بر این عروسک گذاشته شد. به همین خاطر آن دو پرستار تصمیم می‌گیرند که با عروسک آنابل بیش‌تر همانند یک انسان رفتار کنند، نه مثل یک عروسک معمولی.

ظاهراً همه چیز خوب بوده تا روزی که نامزد یکی از پرستاران در کنار عروسک روی مبل خوابیده بوده است اما پس از آن حادثه اوضاع دگرگون شده است. او وقتی هراسان بیدار می‌شود، می‌گوید که خواب عجیبی دیده که این عروسک ساق پای او و گردنش را زخمی کرده است و قصد داشته او را خفه کند. او پس از آن عروسک را ضعیف می‌شمرد و تکانش می‌دهد و بلند فریاد می‌زند که آن فقط یک عروسک است و نمی‌تواند به کسی آسیب بزند. براساس گفته اسپرا، به محض اینکه نامزد آن پرستار که لو نام داشت، این جمله را به زبان می‌آورد، حضوری شیطانی حس می‌کند و متوجه هفت زخم روانی روی بدنش می‌شود؛ چهار زخم روی قفس سینه و سه زخم روی شکم خود. این حمله به‌سوی لو، نشان می‌دهد که روحی که با عروسک گره خورده است، بسیار شیطانی‌تر از هر دختر 6 سالهٔ معمولی است. مشابه داستان آنابل در واقعیت، در فیلم‌ها هم شاهد موارد مشابه‌ بودیم که براساس این موضوعات طراحی شده بودند. اکنون این عروسک در محفظه‌ای در موزهٔ مخصوص اد و وارن لورن (Occult Museum) نگهداری می‌شود.

دستبند عزاداری

داستان آنابل -3

در فیلم «آنابل به خانه می‌آید» وقتی دانیلا (با بازی کیتی سریف) در حال مواجه با غم از دست دادن پدرش است، دستبند عزاداری را از موزه برداشته و آن را بر مچ دستش می‌بندد تا با پدر از دست رفته‌اش ارتباط برقرار کند. او عکس پدرش را روی آن می‌گذارد و درخواست دارد تا با او سخن بگوید. اسپرا اعلام می‌کند که باتوجه به داستان آنابل در واقعیت، چنین چیزی در موزه وجود ندارد اما او گمان می‌کند که این قضیه در فیلم بر اساس «مرواریدهای مرگ» در موزهٔ واقعی آن‌ها به تصویر کشیده شده است.

در واقع، در موزهٔ واقعی اد وارن و لورن وارن گردنبند مرواریدی وجود دارد که متعلق به زنی بوده است. زن ادعا می‌کند که وقتی آن گردنبند را پوشیده است، احساس خفگی تا حد مرگ داشته است. در آن زمان بقیه او را نجات داده‌اند. اسپرا توضیح‌ می‌دهد که پیش‌بینی شده این شیٔ طلسم شده است. در واقع می‌توان گفت شیٔ موجود در فیلم از چنین چیزی الهام گرفته شده باشد.

آینه احضار

در فیلم «آنابل به خانه‌ می‌آید» تلویزیونی وجود دارد که وقتی به آن نگاه می‌کنند، آینده را در آن می‌بینند. سکانس مخصوصی دربارهٔ این تلویزیون در فیلم وجود دارد که دانیلا به آن نگاه می‌کند. با این حال، اسپرا می‌گوید که این تلویزیون کاملاً برای فیلم ساخته شده و در داستان آنابل در واقعیت وجود ندارد اما احتمالاً ایدهٔ آن از آینهٔ احضار در موزهٔ آن‌ها گرفته شده باشد.

ظاهراً کسی سعی کرده با این آینه روحی را احضار و از طریق آن بازتاب کند. به همین دلیل به آن احضار بلورین گفته می‌شود. اسپرا در توضیح می‌گوید که احضار بلورین وقتی است که روحی قادر باشد خود را از طریق شیٔ براق و درخشانی مثل تلویزیون، آینه، بشقاب، پنجرهٔ شیشه‌ای، سپر ماشین و چیزهای مشابه احضار کند.

پنجهٔ گرگینه

در موزه‌ای که در فیلم Annabelle Comes Home وجود دارد، یک پنجهٔ گرگینه روی قفسه دیده می‌شود. در اواخر فیلم متوجه می‌شویم که یک گرگینه خارج از خانهٔ وارن‌ها و در نزدیکی بوته‌ها کمین کرده است. طبق گفته‌های فرزندخواندهٔ اد و لورن وارن، در داستان آنابل در واقعیت و در موزهٔ آن‌ها چنین چیزی وجود ندارد. با این حال، به احتمال زیاد این شیٔ می‌خواهد به یکی از پرونده‌های اد و لورن در لندن اشاره کند. پرونده‌ای که حتی کتابی با نام «گرگینه: داستانی واقعی از تصرف شیطانی» از آن نوشته شده است. در آن پرونده ظاهراً مردی به یک گرگینه تبدیل می‌شده است. البته، نه به شکلی که در فیلم‌ها نمایش داده می‌شود. در واقع آن مرد بیش‌تر حرکاتش و رفتارش شبیه یک گرگ می‌شده است. مثلاً زوزه می‌کشیده، ناخن‌هایش مثل پنچهٔ گرگ می‌شده و حتی به برخی از مردم در خیابان حمله می‌کرده است. در واقع این شیٔ به داستان آنابل ارتباط ندارد و در کل چنین وسیله‌ای وجود ندارد اما ایدهٔ آن از یکی از ماجراهای دیگر که در بالا گفته شد، گرفته شده است.

اُرگ

داستان آنابل -4

برای بار دیگر دانیلا در فیلم، قانون “به اشیاء دست نزنید” را در موزه رعایت نمی‌کند و با انگشتانش کیبوردی که در موزه گذاشته شده بود را می‌نوازد. پس از مدت کوتاهی وقتی که مرد ناشناسی را می‌بیند که در کنار او می‌نوازد، می‌ترسد و کارش را متوقف می‌کند. همانگونه که در فیلم تجسم شده، اسپرا ادعا می‌کند که ارگی در موزه واقعی آن‌ها وجود دارد که متعلق به اد وارن است. پس از سوختن یک خانهٔ خالی از سکنه و قبل از اینکه خانه کاملاً نابود شود یکی از مقامات به اد پیشنهاد می‌دهد که اگر علاقه دارد نگاهی به این ساز بیندازد. اد وارن هم آن را به موزهٔ خود می‌برد اما ظاهراً نمیدانسته که آن شیٔ چیزی بیش‌تر از یک ارگ معمولی بوده است. به ادعای تونی اسپرا، اد صدای این ارگ را در شب ‌شنیده و با خود فکر ‌کرده که کسی به‌صورت غیرقانونی وارد موزه شده است. وقتی از پله‌ها پایین می‌رفته متوجه می‌شود که قفل درها باز نشده و هنگامی که درب موزه را باز می‌کند، ساز از نواختن باز می‌ایستد. به گفته‌ٔ او، این قضیه سه بار تکرار شده است تا هنگامی که یک کشیش به آنجا آمده و مثل روند هر هفته آنجا را تقدیس کرده است.

تونی اسپارا، که اکنون موزه در اختیار اوست، می‌گوید که نمی‌خواهد اشیا موجود در آن را نابود کند چراکه آن‌ها شواهد داستان آنابل و دیگر پرونده‌های قدیمی اد و لورن وارن هستند و همینطور زمینهٔ تحقیقاتی برای علاقه‌مندان فراهم کرده است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید