همیشه و همه‌جا گفته‌ام که تا «پلیتنوم گیمز» بازی می‌سازد، گیمر باید بود! حال این جمله‌ام بیش از پیش معنا به خود گرفته است و جدیدترین بازی انحصاری نینتندو سوییچ با نام «استرال چین» (Astral Chain) گواهی بر این موضوع است که استودیو ماهر و کاربلد پلتینوم گیمز در ساخت بازی‌های استایلیش، سریع و عجیب غریب استعداد ویژه‌ای دارد و حال نسل فعلی را در حالی به پایان می‌رساند که استرال چین با بهترین بازخوردها رو به رو شد و پلیرهایش ساعت‌ها به تجربه آن می‌پردازند و موجی از امتیازهای بالا را دریافت کرد. حال نگاهی به بازی استرال چین می‌اندازیم و بررسی می‌کنیم که چرا این عنوان عملکرد خارق‌العاده‌ای داشته است.

پلیس بازی به سبک پلتینوم

موضوعی که شاید همیشه و در بازی‌های پلتینوم گیمز صدق می‌کند، عجیب و غریب بودن اتمسفر، روایت و داستان است و در استرال چین نیز این قاعده رعایت شده است. داستان در یک شهر خیالی به نام «آرک» اتفاق می‌افتد که سال ۲۰۷۸ را نشان می‌دهد. در این دنیا دیگر نسل انسان‌ها رو به انقراض است و عده بسیار کمی در این شهر زندگی می‌کنند.

از طرفی موجودات فضایی از سیاره‌ای به نام Astral Plane به زمین آمده‌اند و با ریختن ماده قرمز بر موجودات مختلف آن‌ها را کشته و یا به تباهی رساندند. در این میان نیروی پلیس شهر آرک که به اسلحه قدرتمندی با نام Legions مسلح شده است، در مقابل این نیروی پلید که قصد تسخیر و رساندن انسان‌ها به انقراض دارد می‌ایستند.

شخصیت اصلی بازی کاملا توسط خودتان قابل شخصی‌سازی خواهد بود؛ یعنی خودتان می‌توانید انتخاب کنید که شکل و شمایل، جنسیت، صدا، رفتار و به طور کلی همه چیز شخصیتتان به چه شکل خواهد بود. با این که المان‌های نقش‌آفرینی نقش کمی در طول بازی دارند، اما در مورد شخصی‌سازی شخصیت اصلی بسیار مناسب و خوب عمل کرده‌اند که البته پلتینوم گیمز بارها ثابت کرده است که ارادت خاصی به نقش‌آفرینی دارد و همیشه موی‌رگ‌های نقش‌آفرینی در بازی‌های خود قرار داده است.

فرقی ندارد که شخصیت اصلی که انتخاب می‌کنید زن باشد یا مرد، اما شخصیتی با نام «اکیرا» بر خلاف جنسیت شما خواهر یا برادرتان در بازی خواهد بود. این دو خواهر و برادر را کاپیتان اصلی نیروی پلیس «آرک» به فرزندخواندگی قبول کرده است و هر دو را از بدو سن قانونیشان به نیروی پلیس آورده است تا بتوانند نحوه مبارزه با این نیروهای فضایی را یاد گرفته و به نیروی پلیس کمک کنند تا شهر از دست این نیروهای پلید در امان بماند.

شخصیت‌های فرعی دیگری در بازی وجود دارند که البته هر کدام پلات داستانی جذاب خودشان را دارند و با تعامل کردن با آن‌ها می‌توانید بار دیگر متوجه شوید که بخش داستانی بازی بسیار جذاب و گیرا است. البته شاید داستان به قدرتمندی NieR: Automata نباشد و از دیدگاه روایت کمی از عنوان قبلی ضعیف‌تر عمل کرده باشد اما این موضوع را باید در نظر داشته باشید که ستینگ و اتمسفر کلی روایت داستان در استرال چین کاملا متفاوت‌تر از نیر آتوماتاست و با این که هر دو به یک آینده پر از تباهی اشاره دارند اما اتمسفری دوگانه را ارائه می‌دهند.

روایت تا آخرین لحظه، تنش‌های جذاب خود را حفظ می‌کند و از پیشروی در آن به هیچ‌وجه خسته نخواهید شد و این تمام چیزی است که حداقل برای من در داستان و روایت حائز اهمیت است؛ این که تا لحظه آخر بتوانم خود را درگیر یک جریان درگیرکننده بدانم.

حفره‌ای میان گذشته و آینده

مانند تمام بازی‌های دیگر پلتینوم، این گیم‌پلی است که حرف اول و آخر را می‌زند و اگر فکر می‌کنید که پلتینوم این‌بار دست از ساختن مکانیزم و عناصر عجیب و دوست‌داشتنی برداشته است، اشتباه کرده‌اید. همه چیز در استرال چین به نحوی است که تا ساعت‌ها نمی‌توانید به راحتی از آن دل بکنید و به قدری از تجربه آن لذت خواهید برد که شاید مانند من بعضی مراحل را مجددا تجربه کنید.

مثل خیلی دیگر از بازی‌های پلتینوم گیمز این عنوان نیز پایه و اساس محکمی از چندضرب‌های ترکیبی دارد که نمونه‌های صحیح و محبوب آن را در بازی‌هایی همچون متال گیر رایزینگ و نیر آتوماتا دیده بودیم. اما در استرال چین این عنصر کمی متفاوت‌تر پیاده‌سازی شده است. از آنجا که کنترل دو شخصیت را عهده‌دار هستید (خودتان و Legion) شاید با متفاوت‌ترین نوع گیمپلی از سوی پلتینوم رو به رو باشیم. البته در نیر آتوماتا نیز چندین بار دیدیم که چندضرب‌های دونفره شکل می‌گیرد اما در استرال چین این موضوع متداوما در حال انجام است و در خیلی از مواقع اگر نتوانید هر دو شخصیت را به یک‌باره کنترل کنید، نمی‌توانید به خوبی بازی را پیش ببرید.

تماشای چندضرب‌های خوش‌ساخت و پیاده‌سازی‌های حماسی با سبک، سیاق و امضای همیشگی پلتینوم همان نقطه عطفی است که در طول تجربه استرال چین منتظر آن بودم و سازندگان با خوش‌ذوقی و مهارت فوق‌العاده‌شان این مهم را در بازی پیاده‌سازی کردند. چندضرب‌ها بعضی اوقات توسط بازیکن، بعضی اوقات توسط Legion و در خیلی از موارد نیز به صورت ترکیبی صورت می‌گیرد که معمولا با نتیجه‌ای سریع و سرسام‌آور روبه‌رو خواهیم بود.

البته همیشه به همین شکل بوده است، فندانسیون اصلی بازی‌های پلتینوم بر روی اکشن سریع و خوش‌استایلش بوده است و نکته‌ای که استرال چین را بسیار خواستنی می‌کند، ترکیب فندانسیون اکشن گیمپلی و فندانسیون داستان و صحنه‌های میان‌پرده است که به زیبایی و به بهترین شکل ممکن صورت گرفته است.

المان‌هایی همچون ضدحمله و دفاع نیز نقش ویژه‌ای را در این بازی رقم می‌زنند و پس از متال گیر رایزینگ شاید تنها عنوانی باشد که بر این موضوع تاکید ویژه‌ای داشته است و حتی به مراتب پیاده‌سازی قوی‌تر و خوش‌استایل‌تری نسبت به متال گیر رایزینگ داشته است. تنوع تمامی این المان‌ها در طول مراحل مختلف بازی به قدری زیاد است که وقتی به اواخر بازی می‌رسید به طور کلی یادتان می‌رود که الگوریتم ضربات دشمنان در ابتدای بازی چگونه بود و به طور کلی شاید نزدیک به ده بار باید سبک بازی کردن خود را تغییر دهید تا بتوانید در مقابل دشمنان مختلف بازی دوام بیاورید که این البته یکی دیگر از نقاط قوت استرال چین است.

تنوع دشمنان در بازی به لطف فضاسازی و اتمسفر فوق‌العاده بسیار زیاد است و اهلی سیاره Astral Plane همگی جنگ‌جویانی ترسناک و ماهرند که کشتن هر کدام از آن‌ها با چالش همراه است و رهایی از دست آن‌ها به همین راحتی‌ها نیست. البته با اضافه شدن دشمنان و قابلیت‌های جدید آن‌ها، یک سری چندضرب‌ها، قابلیت‌ها و عناصر جدید نیز به بازی اضافه خواهد شد که اگر دوست دارید بازی را به پایان برسانید، باید یاد بگیرید که کجا، چگونه و در مقابل کدام دشمنان از آن‌ها استفاده کنید.

شاید تنها مشکلی که در طول بازی با آن مواجه شدم و تا حد زیادی نیز مرا اذیت کرد، عادت کردن به کنترل بازی بود. از آنجا که بازی سرعت بسیار زیادی داشت و پیاده‌سازی المان‌های مختلف بر روی کنترل سوییچ کمی ناهماهنگ و بی‌کیفیت بود، نتوانستم آن‌جور که باید تا مدت زیادی به کنترل بازی عادت کنم. متاسفانه موفق به تجربه بازی توسط کنترلرهای مخصوص سوییچ یا همون کنترلرهای Pro نشده‌ام اما به نظر می‌رسد که مشکل کنترل در بازی که خصوصا در مواقعی که شخصیت اصلی و Legion را همزمان کنترل می‌کنید ملموس است، رفع می‌شود اما باز هم می‌توان این موضوع را ایرادی گرفت که باید کنترل استرال چین را کمی بهتر و بهینه‌تر پیاده‌سازی می‌کردند.

مراحل بازی به صورت فایل‌ها و پرونده‌های جنایی انجام می‌شود و به طور کلی ۱۱ فایل وجود دارد که می‌توانید به حل کردن آن‌ها بپردازید. نکته جالب توجه اینجاست که قبل از انجام هر فایل و رفتن به ماموریت می‌توانید به یک سری کارهای فرعی مانند صحبت کردن با شخصیت‌های فرعی دیگر و به دست آوردن اطلاعات داستانی بیشتر و یا تمرین کردن بپردازید که اگر به پس‌زمینه داستانی و روایت اهمیت می‌دهید، این صحبت‌ها و موارد بسیار حائز اهمیت خواهد بود و بعد از رفتن به پشت‌بام اداره پلیس با بالگرد به محل ماموریت خواهید رفت.

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های بازی برایم، پلیس بودن است. اهمیتی ندارد که با چه موجودات عجیب و غریبی می‌جنگید، به هر حال باید به وظیفه اصلی خود یعنی پلیس بودن بپردازید و پلیس‌ها چه کارهایی را انجام می‌دهند؟ جلوی بمب‌گذاری‌های داخل شهری را بگیرید، به دنبال افراد گمشده بگردید، دزدها را دستگیر کنید و کارهای کلی یک افسر پلیس که جذابیت به شدت خاصی را به بازی افزوده است. یکی از این کارها تعقیب و گریز در خیابان‌های شهر است که واقعا لذت‌بخش پیاده‌سازی شده است و از گشت و گذار با موتور و تعقیب کردن آتشین آن‌ها حس فوق‌العاده‌ای خواهید داشت. بار دیگر نقطه مثبت روایی بازی در همین‌جا دیده می‌شود که باید با شاهدان، خلافکاران و همکارانتان دیالوگ‌های مهم و جذابی را رد و بدل کنید که بر ادامه ماجرا و پرونده بسیار تاثیرگذار و مهم هستند.

بایونتا، نیر آتوماتا، ونکوییش، متال گیر رایزینگ و تقریبا تمام بازی‌های پلتینوم در لیست عناصر خود از بازه کم تا زیاد، المان پازل و پلتفرمینگ را داشتند که در استرال چین نیز این موضوع رعایت شده است. شاید پلتفرمینگ بازی نیز تحت تاثیر همان پیاده‌سازی ضعیف کنترل در بازی کمی اذیت‌کننده باشد (در شروع) اما خیلی زودتر از چیزی که فکرش را بکنید به آن عادت خواهید کرد و هم‌چنین متوجه خواهید شد که چه اهمیت ویژه‌ای برای گیمپلی دارد. پازل‌ها نیز بسیار خوب و باکیفیت بر روی بازی سوار شده‌اند و تنها برای یک مینی‌گیم جذاب و بهتر شدن تجربه بازی حضور دارند و به هیچ‌وجه آن‌قدر سخت نیستند که سرعت بازی را کم کنند و از هیجان بکاهند بلکه معمولا با یک سری اتفاقات طنز همراه هستند که تجربه را بسیار لذت‌بخش‌تر از پیش می‌کنند.

سایبرپانک ۲۰۷۸

آثار پلتینوم گیمز، فستیوالی از جذابیت‌ها و زیبایی‌هاست چه از دیدگاه فنی، روایت و چه از دیدگاه بصری و هنری؛ استرال چین شاید جذاب‌ترین، عجیب‌ترین و متفاوت‌ترین عنوان پلتینوم از دیدگاه جذابیت‌های بصری باشد.

بازی با تمی سایبرپانکی و آینده رو به تباهی، رویکردی کاملا متفاوت با دیگر بازی‌های هم‌سبک خود دارد. برعکس خیلی بازی‌های دیگر که در آن تباهی را تا پوست و استخوان شهر حس می‌کنید، دنیای استرال چین بسیار زنده و پویاست. با دنیایی طرف هستیم که می‌توانیم با دستگاه‌های خوراکی صحبت کنیم، هولوگرام‌های داخل شهر به ما جک می‌گویند و ربات‌ها حالا رفیق گرمابه و گلستان ما شده‌اند. مهم نیست که چقدر بیرون به کشتار بپردازیم و چقدر خلافکار در یک روز دستگیر کنیم؛ به هر حال دنیای رنگی «آرک» باعث می‌شود که راه رفتن در این دنیای پرخطر برای ما جذاب باشد.

در اقدامی بسیار پسندیده و جالب، پلتینوم از ماساکازو کاتسورا پنجاه و شش ساله، نقاش معروف و تحسین‌شده مانگاهای معروفی هم‌چون Shadow Lady، Wing-Man، Zetman و بازی ویدیویی Love & Destroy برای طراحی دنیا، کارکترها و دشمنان بازی استفاده کرده است و آقای کاتسورا نیز طبق میل و ذائقه خودش تصمیم گرفته است تا بازی کاملا سبک و سیاق انیمه‌ای داشته باشد و به خاطر این موضوع باید دستشان را از راه دور ببوسم.

اتمسفر انیمه‌ای بازی اعم از انیمیشن‌ها چه در صحنه‌های میان‌پرده و چه در روند و گیمپلی خروجی به شدت چشم‌نوازی داشته است که نمونه‌های معدودش را شاید در بازی‌های گوییچی سودا مانند Killer is Dead و یا بازی محبوب استودیو Level-5 یعنی Ni No Kuni دیده باشیم. هرچند طراحی انیمه‌ای بازی مانند سریال‌های انیمه‌ای قدیمی نیست و برخلاف چیزی که ممکن است فکر کنید، سرعت بازی بسیار تندتر و بیشتر از یک انیمه معمولی است. پس نگران این موضوع نباشید و از طراحی خارق‌العاده محیط، شخصیت‌ها و به طور کلی ستینگ لذت ببرید.

رابط کاربری کاملا طراحی مدرنی دارد و می‌توانید بسته به سلیقه خود رنگ این رابط کاربری را تغییر دهید. پیش‌فرض این رابط کاربری آبی است که احتمالا آن را در تریلرهای بازی نیز دیده بودیم اما با تغییر دادن رنگ رابط کاربری و حتی استایل آن، دنیای بازی نیز دست‌خوش تغییرات مشابهی خواهد بود که شاید در ابتدا احساس نکنید اما با دقت بالا متوجه می‌شوید که رابط کاربری داینامیک چقدر برای پلتینوم حائز اهمیت بوده است.

خوب شد فراموش نکردم که به موزیک فوق‌العاده بازی استرال چین اشاره کنم. آقای ساتوشی ایگاراشی وظیفه ساخت آلبوم موسیقی این عنوان را عهده‌دار بوده که پیش‌تر بر روی عناوین دیگر پلتینوم گیمز مانند بایونتا 2 و نیر آتوماتا کار کرده است و هم‌چنین در ساخت موزیک بازی فوق‌العاده Xenoblades Chronicles 2 دخالت مستقیمی داشته است. تمامی آواهای بازی القاگر حس سایبرپانکی و تباهی مدرنیته‌ای هستند که در قالب سبکی ترکیبی از الکترونیک و راک به گوشمان می‌رسند و جذابیت آن را خصوصا در صحنه‌های نبرد مستقیما حس خواهیم کرد. توصیه می‌کنم آلبوم موسیقی این بازی را به این راحتی‌ها از دست ندهید.

دوستای صمیمی، کارای قدیمی

این اولین باری نیست که پلتینوم گیمز و نینتندو با یک‌دیگر همکاری می‌کنند و پیش‌تر بازی بایونتا 2 را برای کنسول Wii U ساخته بودند و البته هم‌اکنون قسمت سوم آن برای سوییچ در راه است. استرال چین نیز حاصل زنجیره‌ای از ایده‌های ناب، جذاب و دیوانه‌وار است که این عنوان را به بازی بسیار خوش‌ساخت و احتمالا فرنچایزی پر از پتانسیل تبدیل کرده است. استرال چین پر از المان‌های مختلف از سبک‌های مختلف است که احتمالا همین موضوع است که آن را به متفاوت‌ترین عنوان پلتینوم گیمز بدل می‌کند اما همین موضوع است که این عنوان را خواستنی می‌کند و این که پلتینوم گیمز به خوبی این‌ها را می‌داند، نشان‌دهنده درک بالای این استودیو به نیازهای گیمران است. امیدوارم پلتینوم گیمز روند ساخت بازی‌های سرگرم‌کننده را ادامه دهد چرا که از معدود استودیوهاییست که خود را درگیر گیمپلی‌های سینماتیک نکرده است و ستینگ کلی خودش را حفظ و بهتر کرده است.

نکات مثبت: داستان و روایت جذاب، گیمپلی فوق‌العاده، سرعت بالای روند، حفظ سنت‌های قدیمی پلتینوم، تم سایبرپانکی و رابط کاربری جذاب، انیمیشن‌های سبک شرقی چشم‌نواز، موسیقی جذاب و شنیدنی

نکات منفی: کنترل بازی بر روی جوی-کان‌ها کمی اذیت‌کننده است

نمره: ۹ از ۱۰

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید