باور کنید نه سر و سری با صنعت بازی‌سازی ایران دارم و نه جوگیرانه قضاوت می‌کنم؛ باور کنید که «فرزندان مورتا» همان برگ برنده‌ایست که سال‌ها در صنعت ایران منتظر آن بودیم؛ باور کنید که فرزندان مورتا به همان جذابیت و زیبایی است که از قبل می‌پنداشتیم. استودیو «فن‌افزار شریف» که با نام بین‌المللی Dead Mage فعالیت می‌کند و اخیرا بازی «فرزندان مورتا» را منتشر کرد را با بازی‌های دیگرشان با نام‌های «گرشاسپ» و Shadow Blade می‌شناسیم. از همان ابتدا این افراد ثابت کردند که توجه زیادی به ترندهای مارکت در ایران ندارند و بیشتر از ساخت پول، بیشتر به ساخت روایت جذاب، ماجراجویی هیجان‌انگیز و هنر علاقه دارند. بعد از معرفی «فرزندان مورتا» کاملا مشخص بود که این بازی کاملا با تمامی عناوینی که تا به این زمان توسط یک تیم ایرانی ساخته شده بود فرق دارد؛ کاملا مشخص بود که استودیو دد میج آمده است تا قصه‌اش را بازگویی کند، نه این که تنها پولی از این صنعت به جیب بزند و برود.

همان ماجرای خیر علیه شر اما با عمق بیشتر

در تمامی تیزرهای تبلیغاتی فرزندان مورتا، اشاره به این موضوع شده است که بازی یک داستان خانوادگی است و با شعارهایی مانند It Runs in the Family و «عشق به خانواده» سعی کردند که به ما بفهمانند که این قصه یک خانواده است. قصه خانواده فرزندان مورتا از آن دسته ماجراهای عجیب و غریب نیست که هر کس در خانواده یک قدرت ابرقهرمانانه‌ای دارد که هر کدام گذشته‌ای سیاه و تاریک دارد؛ خیر اصلا قرار نیست چنین چیزی ببینیم و همه چیز راجع به این خانواده به سادگی روایت می‌شود. این بار بچه‌ها دد میج ما را دعوت کرده‌اند تا قصه خانواده «برگسن‌» را بخوانیم، ببینیم و تجربه کنیم. به همین سادگی!

شاید جذابیت اصلی روایت و داستان «فرزندان مورتا» همین باشد که همه چیز در ساده‌ترین شکل خودش بیان می‌شود. آن‌قدر ساده که حتی با تماشای رفتارهای این خانواده در قالب پیکسلی نیز متوجه می‌شویم که نگرانی‌ها، شادی‌ها، عشق و علاقه این خانواده چیست و حتی زمانی که کودک خانواده از زیر میز راه خود را بر روی میز پیدا می‌کند لبخندی می‌زنیم و از تماشای این روایت گرم لذت می‌بریم؛ به هر حال فرزندان مورتا می‌خواهد بگوید که عشقی بالاتر از عشق به خانواده نیست.

داستان بازی با این که کلیشه‌ای شروع می‌شود اما به هیچ‌وجه فکر نکنید که این کلیشه را حفظ می‌کند؛ نیروهای شیطانی که به مورتا آمده‌اند و درخت مقدس مورتا را تسخیر کرده‌اند و در کنار آن به غارت و کشتن افراد این سرزمین پرداخته‌اند و برگسن‌ها که هر کدام جنگجویان ماهری هستند و هوای یک‌دیگر و خطه مورتا را تا به امروز داشته‌اند نمی‌توانند ساکت بنشینند و ببینند که سرزمینشان به همین راحتی در حال نابودی است. پدر خانواده برگسن‌ها بعد از این که متوجه می‌شود چنین اتفاقی افتاده است تصمیم می‌گیرد که از خودش، خانواده‌ و سرزمینش دفاع کند و فرزندانش نیز در این راه به او کمک می‌کنند. این داستان، ماجراجویی و قصه فرزندان مورتاست.

همان‌طور که گفتم داستان کلیشه‌ای شروع می‌شود اما به هیچ‌وجه روی کلیشه‌اش پایبند نمی‌ماند و سازندگان به خوبی درک کرده‌اند که برای ساختن یک ماجراجویی جذاب باید یک قصه جذاب نیز دورن‌مایه این اثر باشد و فرزندان مورتا روایت صعودی دارد و با گذر ساعت‌های متوالی متوجه این موضوع خواهید شد که چقدر داستان بازی پیچیده‌تر از قبل می‌شود و شاید به هیچ‌وجه چنین قصه‌سرایی در بین بازی‌های ایرانی، پیش از فرزندان مورتا نداشتیم.

با این که شخصیت‌پردازی عمیقی گریبان‌گیر کارکترها نشده است، اما به همین موضوعات ابتدایی که راجع به این شخصیت‌ها می‌دانید نیز بسنده خواهید کرد چرا که درست زمانی که می‌خواهید به هر کدام از آن‌ها به چشم انفرادی نگاه کنید متوجه می‌شوید که ماهیت آن‌ها بودن در خانواده برگسن‌ها است و ماهیت انفرادی آن‌ها چیزی نیست که به خاطرش بخواهیم خودمان را درگیر کنیم و خیلی زود عدم شخصیت‌پردازی این کارکترها از ذهنتان خواهد رفت و به این مهم عادت خواهید کرد اینجا برگسن‌ها و فرزندان مورتا هستند که اهمیت دارند.

مفهوم آنتاگونیست و مردبد نیز در این بازی وجود ندارد و مفهوم کلی یا همان نیروهای اهریمنی هستند که نقش اساسی در بخش آدم‌های بد نقش‌آفرینی می‌کنند اما ارجاعاتی نیز در این زمینه در بازی وجود دارد که هرچند قوی کار نشده‌اند اما به خوبی در داستان جای گرفته‌اند و نمی‌توان به آن برچسب «ایراد» زد.

روگ‌لایت، هک‌اند‌اسلش، نقش‌آفرینی و…

وقتی به گیم‌پلی فرزندان مورتا می‌رسیم، بچه‌های ددمیج حرف‌های زیادی برای گفتن دارند. در ابتدا بگویم که یکی از سبک‌های مورد علاقه من همین بازی‌های روگ‌لایت، مترویدونیا و سولزونیا هستند و حتی در سال ۲۰۱۸ ساعت‌ها از وقت خود را صرف تجربه عناوینی هم‌چون «دد سلز» و «هالو نایت» کردم پس وقتی می‌گویم که تجربه گیمپلی «فرزندان مورتا» بسیار لذت‌بخش است، مطمئن باشید که اشتباه نمی‌کنم.

مانند سری دیابلو، اکثر وقت خود را حین تجربه فرزندان مورتا در حال کلیک کردن (در صورت تجربه بازی روی PC) هستید. در اوایل تجربه بازی احساس کردم که بازی کمی کندتر از چیزی است که انتظار داشتم؛ برای یک بازی روگ‌لایک اصلا خوب نیست که نتوانید روندی پرسرعت را پیش بگیرید اما به مرور و گذشت مدتی کوتاه کاملا بازی سرعت و روند خود را پیدا می‌کند و مبارزات جذاب‌تر از پیش می‌شوند.

چندضرب‌ها در بازی اهمیت خیلی خاصی دارند. یعنی اگر بخواهیم گیمپلی را به یک المان خلاصه کنیم، باید گفت که چندضرب‌ها هستند که حرف اول و آخر را در مبارزات می‌زنند. اولین مشکلی که برایم در بازی آشکار شد، تنوع پایین این چندضرب‌ها بود. چندضرب‌هایی که در اختیارتان قرار می‌گیرد بسیار لذت‌بخش هستند و کیفیت پیاده‌سازی آن‌ها مرا شگفت‌زده کرد اما به مرور و پس از گذشت چند ساعت از بازی به این نتیجه رسیدم که این چندضرب‌ها به قدری کافی نیستند که بتوانند از تکراری شدن آن در ساعات نهایی بازی جلوگیری کنند.

المان‌های جست‌وجوی محیط نیز در بازی بسیار مهم هستند و جذابیت‌های ویژه خود را دارند. از جمله نکات ویژه‌ای که این موضوع را در بر می‌گیرد اضافه شدن یک سری المان‌های جانبی در داستان است؛ یعنی بعضی اوقات با گشت و گذار در محیط یادداشت‌هایی پیدا می‌کنید که به روایت بهتر و جذاب‌تر داستان کمک ویژه‌ای خواهند کرد. هم‌چنین یک سری مینی‌باس‌هایی نتیجه این گشت و گذارها خواهند بود که چالش جذابی را به همراه خواهند داشت.

طراحی محیط در بازی واقعا فوق‌العاده است و منطقی که پشت آن وجود دارد یکی از بالاترین درجات کیفیت فنی را در این عنوان بازگو می‌کند. بعضی اوقات دوست دارید تنها در نقاط جذاب بازی توقف کنید و از جذابیت‌های ظاهری آن لذت ببرید؛ برای چند ساعت ابتدایی بازی کار من گرفتن اسکرین‌شات از قاب‌های جذاب بازی شده بود و هرگز نمی‌توانستم دست از این کار بردارم.

یک اصطلاحی در بازی‌های روگ‌لایک وجود دارد که «داستان برای گیم‌پلی، گیم‌پلی برای داستان» نام دارد و این نکته به خوبی در بازی رعایت شده است. یعنی در جای جای روند بازی این موضوع را احساس خواهید کرد که سازندگان با جریان بازی قصد روایت داستان را دارند و به بی‌نقص‌ترین شکل ممکن نیز این کار را انجام می‌دهند.

همان‌طور که گفتم این بازی ترکیب چند سبک مختلف است؛ این موضوع جریان نو و تازه‌ای نیست و خیلی‌های دیگر نیز این کار را به خوبی انجام داده‌اند اما باید توجه کرد که انجام این کار به درستی کار بسیار سختی‌ است اما خوشبختانه تیم دد میج بسیار خوب این کار را انجام داده است. اساس و پایه این بازی روگ‌لایت است که به درستی نیز پیاده‌سازی شده است اما یک سری المان‌های دیگر هم‌چون المان‌های هک‌انداسلش (در مبارزات) و نقش‌آفرینی (در شخصی‌سازی) نیز وجود دارد که بازی را بسیار خواستنی‌تر از پیش کرده است و شاید این موضوع یکی از دلایلی است که بازی ارزش تکرار بسیار بالایی دارد.

هوش مصنوعی بازی در بخش تک‌نفره در ابتدای بازی کمی برایم عجیب و احتمالا مشکل‌دار بود اما بعد از گذشت مدتی و با بیشتر شدن تنوع دشمنان این موضوع رفع و حل شد. حال که راجع به تنوع دشمنان صحبت کردیم، باید اشاره کنم که این تنوع به منطقی‌ترین شکل ممکن پیاده‌سازی شده است و چالشی که هر کدام با الگورتیم حرکات خود به همراه دارند بسیار خوب و نفس‌گیر است. هم‌چنین باس‌فایت‌هایی در آخر هر مرحله وجود دارد که بازی را بسیار جذاب‌تر از قبل کرده است و هر کدام دارای طراحی مخصوص و متفاوت خود هستند. پس از لحاظ مبارزات و دشمنان بازی نگران نباشید چرا که فرزندان مورتا در این بخش خارق‌العاده عمل کرده است.

درست شنیدید؛ بازی بسیار ارزش تکرار بالایی دارد و حتما می‌دانید که در یک بازی روگ‌لایت این موضوع اهمیت بسیار زیادی دارد. به عنوان کسی که ساعت‌ها وقت خود را صرف تجربه این سبک و سیاق عناوین کرده است، تضمین می‌دهم که «فرزندان مورتا» ارزش تجربه و تکرارپذیری بسیار بالایی دارد و ده‌ها ساعت می‌تواند پلیر را سرگرم کند.

بازی قابلیت کوآپ دارد که کمی پیاده‌سازی در آن دچار مشکلاتی است و با این که انتظارش را نداشتم، اما تجربه دونفره بازی به اندازه تجربه تک‌نفره هیجان‌انگیز نیست و مشکل اصلی این موضوع هوش مصنوعی ضعیف دشمنان حین مبارزه با دو نفر است که البته سازندگان قول داده‌اند که به زودی این مشکلات را حل خواهند کرد. مثلا اگر در بازی دو نفری به سراغ ده دشمن بروید، دشمنان کمی گیج می‌شوند؛ بعضی‌ها در سر جای خود می‌ایستند و یا ناگهان هر ده نفر آن‌ها به سراغ یکی از شما می‌آیند.

در بازی چند شخصیت قابل بازی وجود دارد که می‌توانید در قالب هر کدام که دوست دارید مراحل را بازی کنید و باید با قابلیت‌های آن‌ها آشنایی پیدا کنید. هر کدام از این شخصیت‌ها قابلیت‌های مخصوص به خود را دارند به عنوان مثال یکی از آن‌ها تیرانداز است و از لحاظ شکست دادن دشمنان از راه دور بسیار موثر است اما سرعت کمتری نسبت به بقیه دارد. شخصیت‌های دیگر یا سرعت بالایی دارند و ضربات ضعیفی وارد می‌کنند، سرعت کمی دارند اما ضربات قوی وارد می‌کنند و یا دوربرد که آن نیز ضعف‌ها و قوت‌های خودش را دارد. در صورت بهبود بخش کوآپ تصور کنید که ترکیب این کارکترها چه قدر می‌تواند در روند بازی لذت‌بخش باشد.

برکه‌های سیاه، راه سپید

پیکسل آرت؛ چندین سال می‌گذرد که این سبک آرت از بازی‌های ویدیویی خلق شده است اما خوش‌بختانه هنوز به موعد تاریخ انقضایش نرسیده است و حتی در چند سال اخیر تعداد عناوینی که از این سبک پیروی می‌کنند بیشتر شده است. البته پیروی از این سبک نیز مزایای خودش را دارد. تجربه بازی‌های پیکسلی برای همه دسته‌بندی گیمرها راحت تر است، ساخت بازی‌های پیکسلی کم‌خرج‌تر هستند و مهم نیست روند ساخت یک بازی پیکسلی چند سال طول بکشد، به هر حال گرافیک پیکسلی این بازی تاریخ مصرف نخواهد داشت و برای «فرزندان مورتا» که 5 سال روند توسعه و ساخت را طی کرد، دلیل خوبی بود تا سازندگان بتوانند وقت بیشتری را برای ساخت آن بگذارند.

انیمیشن‌های بازی نیز در کات‌سین‌ها یا همان صحنه‌های میان‌پرده حالتی پیکسلی و کند دارند اما در جریان بازی و گیمپلی کمی متفاوت‌تر است. انیمیشن‌ها در گیمپلی بسیار سریع هستند و این تفاوت میان دو بخش سینماتیک و گیم‌پلی از جذاب‌ترین نکاتی است که البته در دیگر بازی‌های مشابه نیز دیده بودیم و در فرزندان مورتا نیز به خوبی و جذابیت پیاده‌سازی شده است.

موسیقی و طراحی صدا این بازی توسط حمیدرضا انصاری انجام شده است و باید دست این شخص را از دور ببوسم که کار فوق‌العاده‌ای انجام داده است. آلبوم موسیقی بازی به قدری جذاب و شنیدنی است که در تک تک مراحل بازی از شنیدن آن سیر نخواهید شد؛ خصوصا قطعه‌های احساسی که در بین تمامی قطعه‌ها بسیار جذاب و شنیدنی هستند و از گوش‌نوازی آن هر چه بگویم، کم گفته‌ام.

بازی راوی انگلیسی دارد که با صدای زیبایش بسیار تجربه را غنی‌تر و جذاب‌تر کرده است و این اولین باری است که حضور راوی در یک بازی ایرانی انقدر باکیفیت و خوب پیاده‌سازی شده است. البته این مشکل که پلیرهای ایرانی ممکن است متوجه جملات انگلیسی نشوند نیز وجود دارد که سازندگان قول داده‌اند در آپدیت بعدی، متن‌های فارسی را به بازی اضافه کنند.

فردایی روشن برای ما

«فرزندان مورتا» داستان خانواده‌ای ساده است که برای یک‌دیگر می‌جنگند. باور کنید شاید مدت‌ها بود که بازی تجربه نکرده بودم که سعی بر روایت ساده‌ترین داستان را داشته باشد و شاید آخرین بار از روایت دو عنوان Hellblade و Get Even بود که چنین حسی به من دست داد. از نظر شخصی من، صنعت بازی‌سازی در ایران به دو بازه زمانی قبل و بعد از انتشار «فرزندان مورتا» بدل شده است و این جمله را خطاب به تمام استودیوهای بازی‌سازی در ایران و خصوصا «فن‌افزار شریف» یا همان «دد میج» می‌گویم که آقایان بازی‌ساز، من و خیلی‌های دیگر بعد از تجربه این عنوان انتظارمان از شما بالا رفته است؛ دیگر دوست نداریم بازی‌های بی‌کیفیتی که نه سر دارند و نه ته را تجربه کنیم. لطفا بیشتر «فرزندان مورتا» بسازید؛ نکته‌ای که شاید در این مدت اخیر بیشتر مورد توجه توسعه‌دهندگان ایرانی قرار گرفته است. همان‌طور که می‌دانید اخیرا بازی «سرگذشت» با نام بین‌المللی The Sojourn منتشر شده است و هم‌اکنون تیم بازی‌سازی بلک کیوب نیز در حال توسعه عنوان «قصه بیستون» هستند و انتظار داریم که روند صعودی که تقریبا خیلی دیر به آن رسیده‌ایم را همین‌طور و باسرعت طی کنیم. به امید موفقیت روزافزون صنعت بازی‌سازی ایران و تیم خوش‌ذوق «ددمیج».

در انتها باید به دو نکته مهم اشاره کنم. تیم دد میج در حال توسعه عنوان دیگری به نام Ronin’s Tale است که در سال‌های آتی و در سبک نقش‌آفرینی منتشر خواهد شد؛ خبر دوم و اتفاق خوبی که برای بازی «فرزندان مورتا» افتاده است، اعلام سازندگان از فروش قابل قبول بازی است. سازندگان این بازی اعلام کردند که تمام هزینه‌های خرج شده در طول ۵ سال را طی ۲۴ ساعت بعد از عرضه بازی به دست آوردند و بازی به سوددهی فوق‌العاده‌ای رسیده است که این یک خبر خارق‌العاده برای صنعت بازی‌سازی در ایران است و نوید این را می‌دهد که استودیوهای بیشتری به دنبال ساخت بازی‌های جدی و مهم خواهند رفت.

نکات مثبت: داستان جذاب، گیم‌پلی و مبارزات اعتیادآور، موسیقی گوش‌نواز و خوش‌ساخت، گرافیک پیکسلی خواستنی و گیرا

نکات منفی: اشکالاتی در هوش مصنوعی، اشکالاتی در بخش کوآپ

امتیاز: ۸٫۵

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید