فردا در دستان توست

اگر گیمر باشید، قطعا نام یکی از تاثیرگذارترین افراد صنعت بازی‌های ویدیویی یعنی «هیدئو کوجیما» را شنیده‌اید. هیدئو کوجیما، بازی‌ساز ژاپنی است که حدود ۳۴ سال در حوزه تولید بازی فعالیت می‌کند و تا به امروز عناوین ارزنده و مهمی را به مرحله انتشار رسانده است. تاثیر و جریان‌سازی هیدئو کوجیما در صنعت بازی‌های ویدیویی به قدری زیاد و مهم است که شاید او جزو ۱۰ فرد مهم و تاثیرگذار صنعت باشد که هزاران هزار طرفدار پر و پا قرص دارد و چندین نسل از گیمرها با بازی‌های او خاطر دارند. در سال ۲۰۱۶، به طور غیرمنتظره‌ای، هیدئو کوجیما از بازی جدید خود یعنی «دث استرندینگ» (Death Stranding) رونمایی کرد. بازی‌ای که تحت تاثیر بسیار از حواشی مختلف بود و عنوانی که راه جدیدی را برای آقای خاص بازی‌های ویدیویی باز کرد. اما قبل از این که بخواهیم به «دث استرندینگ» نگاه بیندازیم، کمی راجع به هیدئو کوجیما و این‌که چطور راه او برای ساختن «دث استرندینگ» هموار شد صحبت می‌کنیم.

خداحافظی تلخ

هیدئو کوجیما در سال ۱۹۸۶ به استخدام کمپانی بزرگ و معروف «کونامی» درآمد تا روی یک بازی مهم کار کند. در آن زمان کونامی به لطف بازی‌های بزرگی که منتشر کرده بود، محبوبیت زیادی داشت و برخلاف سال‌های اخیر، در آن زمان کونامی به خوبی می‌دانست که چه عناوینی را منتشر کند تا بتواند مخاطبین بیشتری را جذب کند. در سال ۱۹۸۷، هیدئو کوجیما بازی‌ای به کارگردانی، نویسندگی و طراحی خودش به نام Metal Gear ساخت و کونامی این بازی را منتشر کرد. با این که پورت و بهینه‌سازی این عنوان با کلی مشکل مواجه بود، اما تمامی مخاطبان و منتقدان از ایده کلی بازی خرسند بودند.

کوجیما که حالا به یکی از افراد موردعلاقه کونامی تبدیل شده بود، کار روی یک سری کاملا جدید و متفاوت را شروع کرد و در سال ۱۹۹۸، عنوان Metal Gear Solid را ساخت و منتشر کرد. این بازی بدون شک یکی از مهم‌ترین عناوین تاریخ بازی‌های ویدیویی و جریان‌سازترین فرنچایز در سبک مخفی‌کاری بود. المان‌هایی که او در این بازی طراحی کرده بود به قدری تازه و متفاوت بودند که گیمرها هنگام تجربه بازی متعجب بودند و باورشان نمی‌شد که با چنین اثر جالبی رو به رو هستند. دیگر برای کونامی مشخص شده بود که هیدئو کوجیما، چهره جدید و تاثیرگذار این صنعت است و به او اجازه ساخت چندین قسمت مهم و دیگر از این سری را دادند و این همکاری تا سال ۲۰۱۵ و انتشار قسمت پنجم این سری با نام Metal Gear Solid V: The Phantom Pain ادامه یافت.

اما تولید و توسعه قسمت پنجم همراه با مشکلاتی مواجه بود. به نظر می‌رسید که رویکرد و سیاست‌های کونامی در مدت زمان با هیدئو کوجیما تغییر کرده بود و در روند توسعه بازی بارها از طرف سران کونامی دخالت شده بود و همین موضوع باعث برافروختن خشم کوجیما شده بود  بعد از مدتی اتفاقات عجیب‌تری رخ داد که اول از همه شاهد حذف شدن نام کوجیما از روی باکس‌آرت‌های قسمت پنجم سری متال گیر بودیم. شایعاتی مختلفی شنیده می‌شد که بعد از حدود ۳۰ سال، هیدئو کوجیما قصد دارد کونامی را ترک کند و یا این که کونامی این بازی‌ساز محبوب را اخراج کرده است. کونامی چند بار این حواشی را با بهانه‌هایی هم‌چون رفتن کوجیما به استراحت درازمدت رد می‌کرد تا این که در سال ۲۰۱۵ و در حاشیه مراسم The Game Awards این قضیه کاملا برای همه آشکار شد که کوجیما دیگر در کونامی جایی ندارد. با این که بازی Metal Gear Solid V: The Phantom Pain در بین نامزدهای بهترین‌ها در چند دسته‌بندی مختلف بود و اعضای کونامی در این استودیو حضور داشتند، اما وکلای کونامی به هیدئو کوجیما که تهیه‌کننده، طراح، نویسنده و کارگردان بازی بود، اجازه ندادند در این مراسم شرکت کند. پس از آن جف کیلی، رئیس مجموعه TGA که رفاقت نزدیکی با کوجیما داشت، به همه اعلام کرد که دلیل عدم حضور کوجیما، فقط و فقط کونامی است.

دث استرندینگ

به هر حال قرار داد کوجیما پس از۳۰ سال با کونامی به اتمام رسید اما کوجیما روند بازی‌سازی و خلاقیت خود را تمام نکرد و پس از خارج شدن از کونامی، او سریعا استودیو شخصی خودش را تاسیس کرد و نام آن را Kojima Productions گذاشت. این دقیقا همان نامی بود که در استودیوی کونامی استفاده کرده بود و حال بار دیگر با این نام به صنعت بازی‌سازی برگشت. در آن زمان او روی قسمت جدید فرنچایز Silent Hill کار می‌کرد که با خروجش از کونامی این پروژه نیز به لغو شد.

از سال ۲۰۱۵ یک سال گذشت و خبری از کوجیما نبود اما به نظر می‌رسد که او در این یک سال بیکار نبود؛ در جریان E3 2016، او در آخرین لحظات کنفرانس سونی حاضر شد و از بازی جدید خودش رونمایی کرد. بازی‌ای که تا امروز یکی از موردانتظارترین بازی‌های تاریخ است. بازی‌ای که باعث شد هیدئو کوجیما برای همیشه با کونامی و دنیای متال گیر خداحافظی کند. بازی‌ای که قرار است متفاوت‌ترین بازی آقای هیدئو کوجیما باشد.

معلق در موازات جهان

«دث استرندینگ» نه تنها متفاوت‌ترین بازی هیدئو کوجیما است، بلکه شاید یکی از متفاوت‌ترین عناوینی باشد که تا به حال تجربه کرده‌ایم. او بارها در مصاحبه‌های مختلف تاکید کرده است که Death Stranding از سبک جدیدی پیروی می‌کند که آن را سبک «استرند گیم» (Strand-Game) خطاب کرده است. او تاکید می‌کند که ارتباطات و وصل شدن در بازی مهم‌ترین چیز است که البته با نگاهی به تریلرهای بازی متوجه می‌شویم این موضوع می‌شویم.

شاید تنها مسئله واضح در Death Stranding  این باشد که هیچ‌چیز در بازی هنوز کاملا واضح نیست! این شاید تنها حقیقت مطلق بر بازی باشد و تمام اعضای استودیو و کوجیما نیز تمام سعی خود را برای گمراه کردن مخاطبان و گنگ نگه داشتن اطلاعات کرده‌اند. با این که سه سال از معرفی این عنوان گذشته است و چندین نمایش مختلف در معرض عموم قرار گرفته، اما هیچ‌کدام آن‌ها مخاطبان را در مسیر درستی قرار نمی‌دهند و هر نمایش تنها داستان را پیچیده‌تر می‌کند و اطلاعات تنها به موضوعات ابتدایی مانند معرفی شخصیت‌ها، زاویه دید دوربین، المان‌های اولیه گیمپلی و باقی چیزهای ساده خلاصه می‌شوند.

اولین چیزی که در بازی نظر را به خود جلب می‌کند، حضور بازیگران مطرح هالیوودی در بازی است. قبلا نیز در عناوین دیگر بازیگرهای هالیوودی حضور داشتند که به عنوان مثال می‌توان بازی انحصاری PS4 یعنی Until Dawn را نام برد که «رمی مالک» در آن ایفای نقش کرده بود اشاره کرد. اما «دث استرندینگ» جمعی از بازیگران هالیوودی معروف را در کنار یک‌دیگر جمع کرده است. همراه با معرفی بازیگران، نگاهی به کارکترها و شخصیت‌های بازی نیز می‌اندازیم.

سم پورتر (نورمن ریداس)

سم شخصیت اصلی بازی است که نقش او توسط بازیگر سریال محبوب The Walking Dead یعنی «نورمن ریداس» ایفا شده است. نورمن ریداس قرار بود که در ابتدا در بازی لغوشده Silent Hills نقش اصلی باشد اما بعد از لغو بازی توسط کونامی، به نظر می‌رسید که همکاری کوجیما با نورمن ریداس نیز به پایان رسیده است. اما در اولین تریلر بازی که در E3 2016 به نمایش در آمد، نورمن ریداس همراه با کوجیما در صحنه حاضر شدند و تایید کردند که نورمن ریداس شخصیت اصلی بازی خواهد بود. او همچنان در اولین تریلر عجیب و غریب بازی نیز حضور داشت و به حضور پررنگش در بازی مهر تایید زد.

او در بازی نقش «سم پورتر بریجز» را خواهد داشت. با این که کمی تا همین امروز برای من نقش او غیرقابل باور است و به نظرم راز بزرگتری پشت نقش او قرار دارد، او یک پستچی است! درست شنیدید. نورمن ریداس نقش پستچی را بازی خواهد کرد که بارهای مختلف را در طول بازی به مقاصد مختلف می‌برد. البته خود کوجیما اعلام کرده است که سم کار بزرگتری از تنها جابجایی بارهای مختلف دارد و کار اصلی او ارتباط دنیا به همدیگر است. اینطور که به نظر می‌رسد او با تمام کارکترهای داخل بازی آشنایی دارد و این موضوع در نمایش‌‌‌های بازی کاملا قابل‌مشاهده است. او یکی دیگر از شخصیت‌های مهم بازی را با خود حمل می‌کند که این شخصیت «بریج بی‌بی» (Bridge Baby) یا به اختصار «‌بی‌بی» (BB) نام دارد. بی‌بی در حقیقت یک کودک عجیب است که دنیای مردگان را به دنیای زندگان متصل می‌کند. سم او را همیشه با خود حمل می‌کند و البته وظیفه حفاظت از این کودک بر عهده اوست. در تریلرهای بازی مشاهده کردیم که وقتی این کودک شروع به بی‌قراری و گریه می‌کند، سم سعی می‌کند که او را آرام کند که البته این موضوع بخشی از گیمپلی بازی است. سم تجهیزات مختلفی را با خود حمل می‌کند که تا به حال آیتم‌هایی که از او دیده‌ایم خلاصه به آیتم‌هایی می‌شود که به او در گذر از سدها و مناطق مختلف کمک می‌کند.

کلیف (مدز میکلسن)

«مدز میکلسن» دومین بازیگر مطرح هالیوودی بود که حضورش در «دث استرندینگ» تایید شد. در دومین تریلر داستانی بازی دو شخصیت جدید در بازی تایید شده‌اند که هر دو این شخصیت‌ها افراد مشهور هالیوودی بودند. مدز میکلسن در آخر تریلر دوم این بازی معرفی شد و به محض ورودش، قیافه آشنا و پرابهتش مشخص بود. هیدئو کوجیما به خوبی راز حضور این بازیگران را محفوظ نگه داشته بود و هیچکس روحش نیز خبر نداشت که قرار است مدز میکلسن به این پروژه اضافه شود. او در مصاحبه‌های خود گفت که وقتی اولین بار هیدئو کوجیما از ایده‌اش و پروژه «دث استرندینگ» صحبت کرد، کاملا جذب این اثر شد و دوست داشت که در پیشبرد آن سهمی داشته باشد و بنابراین به تیم بازیگران آن پیوست.

تا به همین امروز، شاید مرموزترین شخصیتی که در نمایش‌های بازی دیده‌ایم، شخصیت کلیف باشد. حتی حدس کوچکی هم نمی‌توان زد که او در بازی چه نقشی دارد اما گفته‌ها و حدس‌ها حاکی از این است که او قرار است نقش منفی یا همان آنتاگونیست بازی باشد. او تنها در دو تریلر از بازی حضور یافته است که در تریلر اول کنترل چند سرباز را بر عهده دارد و آن‌ها را هدایت می‌کند. خیلی از تئوری‌ها بیان‌گر این موضوع هستند که او به دنبال کودکی است که شخصیت سم پورتر به همراه دارد.

در یکی از تریلرهای بازی او دیالوگ‌هایی را به زبان آورد که چیز زیادی از آن مشخص نبود. او حتی شروع به شعر و آهنگ خواندن کرد که برای شخصیت پیچیده و تاریک او کمی عجیب بود. یک سری شایعات وجود دارد که شخصیت کلیف نیز قابل‌بازی خواهد بود که البته استودیو سازنده این موضوع را تایید نکرده است.

مرد مرده (گیرمو دل تورو)

«گیرمو دل تورو» در ابتدا قرار بود که در پروژه Silent Hills به عنوان یکی از کارگردانان بازی حضور داشته باشد که بعد از لغو شدن بازی، خبری از او نشد اما هیدئو کوجیما از او درخواست کرد که به عنوان یکی از شخصیت‌های مهم «دث استرندینگ» به این پروژه اضافه شود و آقای دل تورو نیز خواسته کوجیما را قبول کرد و به عنوان شخصیت Deadman یا همان مرد مُرده ایفای نقش کرد.

البته قابل ذکر است که صداگذاری و دیالوگ‌های او توسط شخص دیگری صورت گرفته است و دلیل اصلی آن نیز لهجه مکزیکی گیرمو دل تورو است که شاید کمی برای روند بازی مشکل‌ساز باشد؛ بنابراین صداپیشه دیگری به بازی اضافه شد تا روی موشن کپچرهای او صداگذاری کند. در تریلری که از شخصیت مرد مُرده منتشر شده است شاهد یک سری اتفاقات عجیب و غریب بودیم. به عنوان مثال او از دیوار و سطوح مختلف رد می‌شود و عملکرد بدن او مانند یک روح است. البته وقتی به اسم این شخصیت یعنی مرد مرده دقت کنیم، متوجه می‌شویم که ممکن است او یک روح و یا یک هولوگرام هوش مصنوعی باشد. هنوز این موضوع تایید یا تکذیب نشده است اما متوجه شدیم که او در طول بازی به «سم پورتر» کمک می‌کند و یک سری موضوعات مهم را به او انتقال می‌دهد. هم‌چنین در تریلر دوم دیدیم که او کودک BB را در دستانش دارد و با اضطراب در حال فرار کردن از چیزی است که البته مانند تمامی معماهای بازی، این معما و مسئله نیز بی‌‌پاسخ باقی مانده است.

ماما (مارگارت کوالی)

بازیگر محبوب سریال The Leftovers یعنی مارگارت کوالی نیز در جمع بازیگران «دث استرندینگ» حضور دارد. او نیز رازهای عجیب خود را دارد که البته هیدئو کوجیما در جریان Gamescom 2019 کمی راجع به او توضیح داد و در تریلری که از شخصیت او پخش شد، دیدیم که او نیز آشنایی نزدیکی با سم دارد. از اطلاعاتی که راجع به او منتشر شده است دریافتم که او در آرام کردن کودکان تبحر دارد و شاید به همین خاطر است که نام او ماما است. یکی از موضوعات مهمی که راجع به او متوجه شدیم، این است که کودک او در دنیای دیگر گیر افتاده است اما او از طریقی می‌تواند با کودکش ارتباط برقرار کند و حتی در صحنه‌ای دیدیم که او سایه کودکش را در آغوش می‌کشد و او را آرام می‌کند. به خاطر این‌که کودک او در فضایی بسته و در دنیای مردگان گیر کرده است، او هیچ‌گاه نمی‌خواهد تا مکان موازی دنیای خود را ترک کند و می‌خواهد همیشه پیش سایه کودکش باشد.

بیشتر بخوانید: سه تریلر جدید دث استرندیگ در گیمزکام ۲۰۱۹ را ببینید

او در طول تریلرها زیاد صحبت نمی‌کند اما با توجه به دیالوگ‌های او متوجه شدیم که او آشنایی زیادی با دنیای موازی و مردگان دارد و حتی بعضی اوقات سم را راهنمایی می‌کند و به همین دلیل است که «سم پورتر» به او در طول بازی احتیاج دارد.

هارت‌من (درن جیکوبز)

فکر نکنم لازم به ذکر باشد که این شخصیت نیز یکی از عجیب‌ترین شخصیت‌های بازی است. در هنگام تریلر معرفی این شخصیت و در ابتدای سکانس، متوجه شدیم که او در صندلی خوابیده است اما او در یک خواب عادی نیست. او در طول روز به مدت ۲۰ دقیقه می‌میرد و در این ۲۰ دقیقه به دنیای مردگان می‌رود. او در دیالوگ‌هایش با سم راجع به مرگ و اهمیت زندگی صحبت کرد و اطلاعات زیادی از شخصیت‌پردازی و اهمیتش نگفت اما قابل حدس است که چون «سم پورتر» در معرض خطر دنیای مردگان قرار می‌گیرد، هارت‌من به او اطلاعات مفید و راهنمایی‌های موثر می‌دهد تا او را از خطرات احتمالی نجات دهد.

بیشتر بخوانید: تریلر هارت‌من را ببینید

شخصیت هارت‌من یکی از فلسفی‌ترین و پیچیده‌ترین شخصیت‌های بازی است و این موضوع را به راحتی از دیالوگ‌هایی که او در بازی به زبان می‌آورد می‌توان درک کرد. او یک کتاب‌خانه بزرگ دارد که این قفسه‌ها شامل کتاب‌ها و فیلم‌های مهم تاریخ هستند که طبق گفته خیلی‌ها این نسخه‌ها تنها اثرهای باقی‌مانده در جهان هستند که شخصیت هارت‌من آن‌ها را در اختیار دارد.

فرجیل (لی سیداکس)

یکی دیگر از معروف‌ترین بازیگران تیم «دث استرندینگ»، لی سیداکس است که قبلا او را در فیلم Blue is the Warmest Color دیده بودیم. او نیز برای اولین بار، در یکی از تریلرهای داستانی بازی معرفی شد که البته و همانطور که حدس می‌زنید او نیز شخصیت عجیبی دارد. در یکی از تریلرهای بازی مشاهده کردیم که او یک کرم را به عنوان غذا میل می‌کند و از تناول آن لذت بسیاری نیز می‌برد. در نمایش‌های بازی دیدیم که او توسط تروریست‌های بازی مورد تهاجم قرار می‌گیرد و تروریست به دنبال چیزی از سمت او هستند که در نمایش‌ها مشخص نشد چه چیزی است و «سم پورتر» نیز با او در طول مسیر همراه است و احتمالا به او کمک خواهد کرد و فرجیل نیز به او کمک خواهد کرد.

از نمایش‌هایی که از بازی دیدیم، به نظر می‌رسد فرجیل نیز مهارت‌هایی در رزم‌آوری دارد و می‌تواند در دنیای وحشی بازی از پس خودش بربیاید. این موضوع را بیشتر می‌توانیم از زره و لباسی که به تن کرده است متوجه شویم. هم‌چنین در دیالوگ‌های او متوجه شدیم که او نیز مانند سم اکثر وقت خود را در حال طی کردن دنیای بازی است و در طول راه با اتفاقات ناگوار زیادی مواجه شده است.

هیگز (تروی بیکر)

این اولین باری نیست که تروی بیکر با هیدئو کوجیما همکاری می‌کند و در قسمت پنجم سری «متال گیر سالید» نیز او ورژن آمریکایی شخصیت «آسلات» را صداپیشگی کرده بود و کوجیما بارها گفته بود که او یکی از بهترین صداپیشه‌هایی است که با او همکاری کرده است. در یکی از تریلرهای داستانی بازی، مردی با ماسک نقره‌ای و ظاهری عجیب وارد سکانس شد که از همان ابتدا متوجه شدیم که او یکی از آنتاگونیست‌های بازی است. وقتی او ماسک را از صورتش برداشت، چهره تروی بیکر را دیدیم. از آنجا که او خودش یکی ماهرترین صداپیشه‌های تاریخ بازی‌های ویدیویی است نیازی به جایگزینی یک صداپیشه دیگر برای او نیست اما باید دید که بازیگری او نیز به خوبی صداپیشگی‌اش خواهد بود یا خیر!

در نمایشی که از او دیدیم متوجه شدیم که او با یک گروه تروریستی است که احتمالا سرکرده آن‌ها خواهد بود و در سکانسی او با فرجیل و سم وارد یک درگیری شده است که البته این درگیری به گروگان گرفته شدن سم و فرجیل منتهی می‌شود. به نظر می‌رسد که او اطلاعات زیادی راجع به هیولاهای در آسمان دارد که البته مشخصا هنوز از آن‌ها چیزی به زبان نیاورده است.

آملی (لیندزی ویگنر)

دو شخصیت آخری که معرفی می‌کنیم، یعنی آملی و دای-هاردمن شخصیت‌هایی هستند که کمترین اطلاعات از آن‌ها منتشر شده است و از ظاهر هر دو می‌توان به این نتیجه رسید که هر دو شخصیت‌های منفی بازی هستند. آملی در هیچ‌کدام از سکانس‌ها جلوه جالبی از خودش نشان نداد و حتی در صحنه‌ای متوجه می‌شویم که او یک قدرت ماورایی دارد و از چشمانش ماده سیاه رنگی خارج می‌شود و همان‌طور که حدس می‌زنید این موضوع و سکانس را قبلا در حضور شخصیت «کلیف» با بازی مدز میکلسن احساس کرده بودیم.

بیشتر بخوانید: عکس روی جلد بازی Death Stranding مشخص شد

ظاهر آملی بسیار آراسته است و شبیه به یک سیاست‌مدار رفتار می‌کند. در تریلرهای بازی دیده بودیم که بارها راجع به آمریکا و سیاست صحبت می‌شود. پس ممکن است که آملی ارتباطی با این موضوع و جنبه سیاسی بازی داشته باشد.

دای‌هارد-من (تامی ارل جنکینس)

مدت‌ها قبل و بعد از پخش تریلر دوم بازی «دث استرندینگ» عکسی در فضای مجازی منتشر شد که در آن هیدئو کوجیما را در کنار دو بازیگر معروف و شخصیت‌های اصلی بازی یعنی «نورمن ریداس» و «مدز میکلسن» می‌دیدیم. اما به نظر می‌رسید که این عکس کمی دست‌کاری و بخشی از آن حذف شده است. بعد از تریلری که قبل از E3 سال جاری پخش شد، متوجه شدیم که این حدس کاملا درست است. دست نامعلومی که در این عکس پخش شده حضور داشت، برای «تامی ارل جنکینس» یکی دیگر از بازیگران مطرح هالیوود است که البته بیشتر او را در سریال‌های تلویزیونی مانند How to Get Away With Murder دیده بودیم. البته تامی پیش‌تر در بازی‌های‌ ویدیویی مختلفی هم‌چون Guild Wars 2 ،World of Warcraft و یا Fallout 76 حضور داشته است.

شاید در تمامی تریلرهایی که از بازی «دث استرندینگ» منتشر شده است، شخصیت دای‌هارد-من را تنها یک بار دیده باشیم اما از همان یک بار و ماسک سیاه و هولناکی که به چهره زده است می‌توان حدس زد که او یکی از شخصیت‌های منفی بازی است و احتمالا به همین گروه تروریستی مخوف در بازی ارتباط دارد و نقش بسیار مهم و کلیدی در روند و روایت خواهد داشت.

عصری فراتر از ارتباطات

از همان ابتدای بازی کوجیما گفت که این بازی راجع به «ارتباط» است. هر چیزی که در بازی می‌بینیم به یک‌دیگر مربوط است و درک همین موضوع کمی سخت است. تقریبا اکثر المان‌های داستانی که در بازی می‌بینیم بسیار به یک‌دیگر بی‌ربط به نظر می‌رسند و شاید پیچیدگی و گنگ بودن بازی نیز به خاطر همین ارتباط نامحسوس المان‌های داستانی باشد.

تا به امروز تنها نکته واضحی که راجع به بازی وجود دارد، این است که بازی در میان دنیای مردگان و زنده‌ها در جریان است. البته دنیای مردگان نیز در بازی پر از ابهاماتی است که به صورت کامل نمی‌توانیم با آن کنار بیاییم. یعنی هر چیزی که در طول بازی می‌بینیم به قدری پیچیده و مبهم است که ارتباط بین این موضوعات بسیار دشوار و غیرقابل درک است. البته کوجیما بسیار مصمم و جدی راجع به این موضوع و داستان جریان‌ساز بازی صحبت می‌کند و بارها اشاره کرده است که روایت این بازی تا به حال بی‌مانند بوده است و طبق گفته منتقدانی که این بازی را تجربه کرده‌اند، «دث استرندینگ» شبیه هیچ بازی دیگری نیست و حتی برای کارنامه کوجیما، این محصولی کاملا جدید است و کوجیما چند سال اخیر و حین پروژه‌های دیگرش نیز همواره روی این اثر کار کرده است.

از اولین تا آخرین تریلر بازی، چیزی که در بازی تهدیدکننده و مشهود است، ارتباط و امتداد دو دنیای مختلف هستند که گاهی اوقات با یک‌دیگر ترکیب شده و المان‌های دنیای موازی با دنیای واقعی ترکیب می‌شوند. اما این ماجرا وقتی خطرناک می‌شود که موجوداتی که هویت آن‌ها نامشخص است از دنیای موازی به دنیای حقیقی یورش می‌آورند و «سم پورتر» همواره در حال فرار از آن‌هاست. هیچ‌گاه در نمایش‌های بازی ندیده‌ایم که سم به نحوی با این موجودات مقابله کند و شاید دلیل اصلی این فرار کردن‌ها به خاطر این باشد که حتی سم نیز مانند ما نمی‌داند دقیقا با چه چیزی رو به رو است و یا این که او توانایی و امکانات رویارویی با این موجودات را ندارد.

بیشتر بخوانید: کالبد شکافی تریلر جدید Death Stranding؛ تاریخ انتشار بازی مشخص شد

همان‌طور که راجع به «سم پورتر» گفتیم، او در حقیقت یک پستچی است. اما منظور از پست همان پیام‌های معمولی که این روزها به صندوق‌های پستی ارسال می‌کنیم نیست بلکه او ماموریت‌های بیشتری را در اختیار دارد و وظیفه اصلی او پیدا کردن ارتباط دنیای بازی است. اگر بازی‌های گذشته کوجیما را تجربه کرده باشید، حتما در جریان هستید که دیالوگ‌ها و سکانس‌های میان‌پرده بازی کمی طولانی هستند و «دث استرندینگ» نیز به نظر همین‌قدر طولانی پیچیده می‌رسد. به طور کلی دیالوگ‌ها در دنیای روایت کوجیما از نقاط کلیدی بازی هستند و بین شخصیت‌های بازی نیز دیالوگ‌های مهمی رقم خورده است. کوجیما مدعی است که دیالوگ‌ها و سکانس‌های میان‌پرده‌ای که تا به امروز از بازی منتشر شده است بخش بسیار بسیار کوتاهی از بازی هستند و سازندگان تمام سعی خود را کرده‌اند که لذت تجربه اولین بار پیچش‌ها و سکانس‌های شوکه‌آور را برای تجربه اصلی و کامل بازی نگه‌دارند.

داشتم می‌گفتم که سم زیاد در دنیای بازی رفت و آمد خواهد کرد و برای این که بتواند به خوبی از پس موانع بازی رد شود، وسایلی را با خود حمل می‌کند. حتی با نگاه کردن ساده به شخصیت سم احساس می‌کنید که وزن بدنتان چند برابر شده است. تجهیزاتی که او با خود حمل می‌کند بسیار بزرگ است و سنگین به نظر می‌رسد. یکی از وسیله‌هایی که سم با خود حمل می‌کند شباهت زیادی به برانکارد دارد و در نمایش‌های بازی دیدیم که بعضی اوقات وسایلی را روی آن قرار می‌داد و حتی در سکانسی نعش یک آدم را روی این برانکارد مشاهده کردیم. این یعنی سم می‌تواند اجسام تقریبا بزرگی را با خود حمل کند.

از لباس سم، یک آیتم جالبی بیرون آمده است که در نمایش‌های اولیه کاملا برایمان عجیب و جدید بود اما به مرور متوجه شدیم که در حقیقت این آیتم یک سنسور است که خطرات احتمالی از دنیای موازی را به سم می‌فهماند و سمتی که دشمن وجود دارد را نشان می‌دهد. این آیتم چند لبه دارد که باز و بسته می‌شوند و هر چقدر به خطر احتمالی نزدیک‌تر شویم، این لبه‌ها تند تار باز و بسته می‌شوند. اگر به خوبی متوجه نشوید که چگونه از این دستگاه استفاده کنید به احتمال خیلی زیاد در طول بازی و مسافرت‌هایی که با سم دارید به مشکل برمی‌خورید. پس شک نکنید که این آیتم اگر مهم‌ترین وسیله شما نباشد، یکی از مهم‌ترین‌ها محسوب می‌شود.

دنیای بازی بسیار بزرگ است و موانع مختلفی در راه سم قرار می‌گیرد که یکی از موانع صخره‌ها و تپه‌ها هستند. اگر قسمت پنجم متال گیر سالید را به خاطر داشته باشید، در آن اسنیک به طرز عجیب و غیرواقعی به راحتی از این تپه‌ها ناهموار و غیرصاف بالا می‌رفت اما به نظر می‌رسد که حتی کوجیما که به المان‌های سورئال علاقه زیادی دارد، دوست نداشت که همان‌ها را مجددا در «دث استرندینگ» تکرار کند. آیتم «نردبان» در اینجاست که به کمک بازیکن می‌آید. این نربان به قدری کوچک است که در کنار کوله‌پشتی سم قرار می‌گیرد اما وقتی می‌خواهیم از آن استفاده کنیم تا چندین متر باز می‌شود و حتی می‌توانید از سطح زمین تا بالای یک کوه تقریبا کوچک برویم و در این بین کمی مسیر راحت‌تر می‌شود؛ با توجه به این که دنیای بازی بسیار بزرگ است و امکان دارد از گشت و گذار و پیدا کردن راه‌های منطقی در بازی خسته شویم و بازی برایمان تکراری شود، ایده نردبان بسیار به جا و درست بود.

طی مدت طولانی، کوجیما هیچ واکنشی نسبت به المان‌های اکشن و تیراندازی نشان نداد و این برای فردی که سری متال گیر را خلق کرده است کمی غیرعادی است. در تمامی تریلرهای تنها سم را می‌دیدیم که در مسیری حرکت می‌کند و از دست خطرات دنیای موازی فرار می‌کند. این وضعیت حدود دو سال و نیم ادامه داشت تا این که در تریلری که یک هفته قبل از E3 2019 به نمایش درآمد و به شکلی به شدت حماسی، از بخش اکشن بازی رونمایی شد. بخش اکشن بازی به دو بخش خلاصه می‌شود که نبردهای تن به تن یا به قول خود کوجیما CQC و نبردهای تیراندازی شامل آن‌ها می‌شود. در نبردهای تن به تن دیدیم که سم مانند یک سرباز کهنه‌کار مانند اسنیک در سری متال گیر سالید مبارزه نمی‌کرد و بیشتر شبیه یک نجات‌یافته بود و از المان‌های محیطی مختلف و حتی تجهیزاتی که هیچ ربطی به جنگاوری نداشتند استفاده می‌کرد که حقیقتا موضوع جذابی بود و اگر اشتباه نکنم در طول بازی اکثرا نبردهای تن به تن را به تیراندازی و اسحله گرم ترجیح بدهیم. اسلحه گرم در بازی هرچند بسیار کوتاه نمایش داده شد که سم را در هر حال شلیک به سمت تروریست‌ها مشاهده کردیم. حتی شکل و شمایل اسلحه گرفتن سم نیز بسیار بی‌قاعده است. اما تیراندازی در تریلرها تنها به اندازه چند ثانیه نشان داده می‌شود و مشخص نیست که در بازی چقدر تنوع در نوع تیراندازی و نوع اسلحه وجود دارد پس فعلا برای این که بدانیم تیراندازی بازی به چه اندازه گسترده و وسیع خواهد بود، باید کمی صبر کنیم؛ البته از کوجیما بعید نیست که تا زمان انتشار بازی حرف و نمایشی از آن به میان نیاورد.

دنیای مردگان پر از لجن و قیر است

همیشه بازی‌های کوجیما از زمان خودش کمی جلوتر بوده است و این قاعده برای گرافیک و ویژگی‌های بصری بازی نیز هم‌خوانی داشته است. اگر به نمایش‌های دیگر بازی‌های آن سال‌های دور و زمان انتشار Metal Gear Solid 1 بیندازیم متوجه می‌شویم که جذابیت‌های بصری همیشه برای کوجیما اهمیت ویژ‌ه‌ای داشته است و بعد از این که موتور بازی‌سازی Fox Engine ساخته شد، کوجیما تصمیم گرفت که تغییری در جلوه‌های بصری کلی بازی‌هایش بدهد و بازی Metal Gear Solid V: Ground Zeroes اولین محصول خروجی گرفته شده از این موتور قدرتمند بود. بعد از انتشار فنتوم پین و مقایسه گرافیکی به راحتی متوجه می‌شویم که با یکی از بهینه‌ترین و چشم‌نواز ترین جلوه‌های بصری نسل هشتم رو به رو هستیم. حال که کوجیما استودیوی خودش را تاسیس کرده است و نمی‌تواند بار دیگر با موتور قدرتمندی همچون فاکس انجین کار کند، باید به فکر یک موتور گرافیکی جدید می‌بود که این مشکل خیلی سریع توسط یکی از خوش‌نام‌ترین استودیوهای کمپانی سونی یعنی Guerilla Games حل شد و آن‌ها کلید منبع کد انجین خود که Decima نام دارد را به کوجیما دادند تا او بتواند «دث استرندینگ» را با یک انجین که به مراتب قدرتمندتر از فاکس انجین است بسازد. اگر اطلاعی از موتور بازی‌سازی Decima ندارید، بهتر است بدانید که این انجین در کارنامه‌اش بازی فوق‌العاده و تحسین‌شده Horizon: Zero Dawn را دارد که قطعا جذابیت‌های بصری آن به همه ثابت شده است.

اگر کمی کوجیما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کرده باشید و یا به طور کلی اخبار این فرد را خوانده باشید، متوجه هستید که این فرد به شدت علاقه زیادی به تکنولوژی Motion Capture دارد که البته با وجود این همه بازیگر معروف و محبوب هالیوودی، انتظار دیگری نیز از آن نمی‌رفت. به لطف تکنولوژی موشن کپچر تمامی چهره‌پردازی‌های بازی بی‌نقص و اشکال صورت گرفته است و چهره شخصیت‌ها بسیار واقع‌گرایانه پیاده‌سازی شده است. چندی پیش و در جریان Gamescom 2019 کوجیما حتی از چهره ضبط شده جف کیلی، ژورنالیست مشهور و مدیر The Game Awards رونمایی و اعلام کرد که او در بازی حضور خواهد داشت و هم‌چنین خیلی از اشخاص معروف و محبوب دیگر (در صنعت ویدیوگیم و سینما) در بازی حضور کوتاه و بلند دارد که فعلا نمی‌خواهد از این راز پرده بردارد و دوست دارد مخاطبان در بازی آن‌ها را کشف کرده و سورپرایز شوند.

بیشتر بخوانید: پیش خرید Death Stranding یکسری آیتم‌های جدید در اختیار بازیکنان قرار می‌دهد

موسیقی و صداگذاری جز مهم‌ترین المان‌های سازنده بازی‌های کوجیما هستند. اگر سری متال گیر سالید را تجربه کرده باشید حتما موسیقی‌های جذاب هری گرگسون ویلیامز را شنیده‌اید و یا کار صداپیشه‌های مطرح این سری هم‌چون «دیوید هایتر»، «کیفر سادرلند» و یا «تروی بیکر» را مشاهده کرده‌اید. کوجیما به موزیک و صدا بسیار اهمیت می‌دهد و این موضوع حتی از تریلرهایی که کارگردانی می‌کند نیز مشخص است. او همیشه برای تریلرهای مهم داستانی یک موزیک مناسب انتخاب می‌کند. در تریلرهای «دث استرندینگ» نیز او از دو موزیک گروه کمتر شناخته شده Low Roar استفاده کرد. اما شاید بزرگ‌ترین جذابیت آوایی تریلرهای کوجیما در این مدت، استفاده از موزیک The Path از گروه آپوکالیپتیکا بود. او هم‌چنین عکس‌هایی را از دیدارش با این گروه منتشر کرد و شایعاتی وجود دارد که در بازی شاهد وجود موسیقی‌های این گروه و حتی شخصیت‌های این گروه تحت موشن کپچر هستیم.

به نظر می‌رسد که تجربه کارکردن با موزیسینی همچون Ludvig Forssel  برای هیدئو کوجیما بسیار لذت‌بخش بوده است و بعد از تجربه موفق و جذابشان بر روی Metal Gear Solid V: The Phantom Pain حال از او خواسته است تا مجددا بر روی دیگر عنوان کوجیما یعنی «دث استرندینگ» کار کند و از آنجا که لودویگ فرسل نیز علاقه زیادی به کوجیما و پروژه‌هایش دارد، به طور کامل ساخت آلبوم موسیقی «دث استرندینگ» را قبول کرده است و از موزیک‌های کوتاهی که تا به حال در بازی شنیده‌ایم، کاملا مشخص است که با یک سری موزیک سایکدلیک و جذاب رو به رو هستیم.

فکر نکنم دیگر لازم باشد که راجع به صداپیشه‌های بازی صحبت کنم. هر کدام از آن‌ها به قدری کارنامه درخشان و محبوبی دارند که برای همه مشخص است که بازی «دث استرندینگ» از لحاظ هنری و اجرای بازیگرانش بی‌نظیر خواهد بود و شاید مثال آن را در هیچ‌یک از بازی‌های ویدیویی دیگر ندیده باشیم. البته همان‌طور که گفتم، کوجیما بر روی صداگذاری بسیار حساس است و به خاطر همین، برای بازیگرانی که معمولا تجربه کافی برای صداگذاری و دیالوگ گفتن ندارند، صداپیشه‌ای جداگانه در نظر گرفته‌اند که در این موضوع می‌توان به گیرمو دل‌تورو و جف‌ کیلی اشاره کرد.

خودکشی نهنگ‌ها، بوی بد عشق و ناوابستگی مطلق

راستش را بخواهید، خودم یکی از طرفداران پر و پا قرص هیدئو کوجیما و کارهایش هستم؛ در این دو دهه که دست به کنترلر زده‌ام، با بازی‌های کوجیما خو گرفته‌ام و همیشه او را به خاطر ماهیت داستان‌هایش و روحیه ضدجنگش ستوده‌ام اما راستش را بخواهید بعد از قسمت پنجم متال گیر سالید کمی ترسیده‌ام. او در تمامی نمایش‌های بازی به قدری دست و دلبازانه عمل کرد که هنگام تجربه بازی تنها ۳۰ درصد سکانس‌ها و مراحل برایم تازگی داشتند و وقتی هر نمایشی از بازی دث استرندینگ تماشا می‌کنم، با ترسی مواجه می‌شوم که نکند همین اتفاق برای «دث استرندینگ» بیافتد.

از طرف دیگر به قدری طرفداران کوجیما از سال ۲۰۱۴ تا به امروز افزایش داشته است و دیگر هر نسلی به خود این اجازه را می‌دهد که به راحتی خود را یک کوجیمافن همه فن حریف بخواند که از هیدئو کوجیما یک بت ساخته‌اند. اعتراف می‌کنم که او یکی از جریان‌ساز‌ترین افراد بازی‌های ویدیویی محسوب می‌شود اما وقتی که در یک مراسم بین‌المللی کلی بازی‌ساز بزرگ می‌آیند و در یک دقیقه راجع به بازی خودشان صحبت می‌کنند، اما جف کیلی از کوجیما یک بت می‌سازد و بیست دقیقه با او راجع به بازی‌اش صحبت می‌کند و همه تنها به بودن او در صنعت خوشحال هستند، کمی می‌ترسم که نکند کوجیما یادش برود که بازی خوب ساختن یعنی چه! حتی اگر بازی دث استرندینگ یک بازی کاملا ضعیف از آب در بیاید، امکان شکست این بازی تقریبا یک درصد است و به اعتبار کوجیما و تمام حواشی که به دنبال او بوده، نه تنها منتقدان چشم‌هایشان را بر روی اشکالات می‌بندند و نمرات بالایی را به این بازی می‌دهند، بلکه مخاطبان نیز بدون هیچ وقفه‌ای بازی را خریداری کرده و مهر خفن بودن را بر آن می‌زنند.

این حرف‌ها را نزدم که بگویم نسبت به بازی «دث استرندینگ» بد دل هستم و یا دوست ندارم آن را تجربه کنم؛ برعکس، دوست دارم که صد‌ها ساعت به یکی دیگر از ماجراجویی‌های آقای خاص بازی‌های ویدیویی بپردازم، اما ترسم آن است که این همه مدت انتظار و بالارفتن توقعات و ساختن یک بت از هیدئو کوجیما، باعث شود که نتوانم با بازی ارتباط برقرار کنم.

تا به امروز هیچ چیز ۱۰۰ درصد قابل فهمی در بازی ملموس و قابل تشخیص نیست اما کاملا معلوم است که کوجیما تمام سعی خود را می‌کند که بار دیگر حماسه بیافریند و یک کار جدید در صنعت بکند و جریان بسازد. او با سری متال گیر یک بار جریان‌سازی کرد و آن زمان که همه بازی‌ها به دنبال ترکاندن مغز دشمنان بودند، او با المان‌های مخفی‌کاری برای اولین بار نشان داد که یک اکشن تاکتیکال و مخفیانه چقدر می‌تواند در یک زمان سرگرم‌کننده و چالش‌برانگیز باشد. باید منتظر ماند و دید که آیا «دث استرندینگ» می‌تواند موفقیت متال گیر را تکرار کند و یا در حالتی بهتر، موفقیت بیشتری را برای خود ثبت کند یا خیر؟

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید